
پایگاه خبری روزنامه نصف جهان
زنگ خطر؛ کسری ماهانه ۵۰ هزار تن زغالسنگ

مدیر ارشد خرید ذوبآهن اصفهان، راهکار کوتاهمدت برای عبور از شرایط موجود را ورود جدی وزارت صنعت، معدن و تجارت و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی میداند.
سهیل سنایی: تأکیدات اخیر درباره لزوم تأمین پایدار مواد اولیه برای کارخانه ذوبآهن اصفهان نشان میدهد که ظاهراً یکی از قدیمیترین مشکلات این کارخانه مهم کشور، بار دیگر سر باز کرده است.
به گزارش آریا خبر ذوبآهن اصفهان سالهاست با دشواریهای فراوانی در تأمین مواد اولیه روبهروست. این مشکل در برهههایی از زمان به جایی رسیده که این کارخانه را در آستانه بحران نیز قرار داده است، اما به هر شکلی بوده، تا امروز اجازه داده نشده است کمبود مواد اولیه به تعطیلی تولید در این واحد فولادی عظیم منجر شود. بااینحال، حلوفصل مقطعی مشکل ذوبآهن نمیتواند به معنای نادیدهگرفتن چالش تأمین پایدار مواد اولیه تلقی شود.
این موضوع بهویژه در شش ماه گذشته، که کشور با تبعات جنگ دستوپنجه نرم کرده، بیش از گذشته خود را نشان داده است. امروز نیز چالش جدی تأمین پایدار مواد اولیه، بهویژه زغالسنگ و کک، کار تولید در ذوبآهن را با دشواری روبهرو کرده است. در همین راستا، محدودیتهای ناشی از شرایط جنگی و محاصره دریایی، چالش بزرگی برای واردات این مواد به وجود آورده و در کنار ناتوانی معادن داخلی در تأمین نیازهای کمی و کیفی این مجتمع صنعتی، به کاهش تولید ذوبآهن انجامیده است.
به همین دلیل است که بابک براتی، مدیر ارشد خرید ذوبآهن اصفهان، هفته گذشته اعلام کرد عملکرد معادن داخلی در ماههای اخیر نشان داده است که این معادن توان لازم برای تأمین نیازهای این مجتمع صنعتی را ندارند. نکته قابلتوجه آن است که براتی میگوید منابع داخلی و مشخصاً انجمن زغالسنگ، پیشتر از ذوبآهن خواسته بودند واردات مواد اولیه را متوقف کند و نیاز خود را از منابع داخلی تأمین کند؛ اما اکنون که این کارخانه به تولیدات داخلی نیاز پیدا کرده، این منابع توانایی تأمین مواد موردنیاز آن را ندارند.
براتی در اینباره گفت: «انجمن زغالسنگ پیشتر بر افزایش کمیت و بهبود کیفیت زغالسنگ داخلی تأکید داشت، اما در عمل، وعدههای مطرحشده در هیچیک از این دو حوزه محقق نشد. انجمن زغالسنگ بارها از واردات زغالسنگ توسط ذوبآهن اصفهان انتقاد کرده است، در حالی که در شرایط محدودیت واردات، نتوانسته نیاز این شرکت را از محل تولیدات داخلی تأمین کند.»
براتی با اشاره به فاصله میان نیاز ذوبآهن و میزان تأمین زغالسنگ داخلی گفت انتظار این شرکت از معادن زغالسنگ داخلی، ماهانه حدود ۱۲۰ هزار تن است، اما در ماههای اخیر تنها ۷۰ هزار تن از این میزان تأمین شده است؛ این در حالی است که امکان واردات زغالسنگ خارجی نیز وجود ندارد. به این ترتیب، ذوبآهن اصفهان تنها در بخش زغالسنگ داخلی با کسری ماهانه حدود ۵۰ هزار تن مواجه است؛ کمبودی که استمرار تولید را با محدودیت جدی روبهرو کرده است.
جلساتی که برای ذوبآهن نان و آب نشد!
شهریورماه سال گذشته اعلام شد که در ادامه پیگیریهای اکبر پولادی، نماینده مردم شهرستان لنجان در مجلس شورای اسلامی، و سید اردشیر افضلی، مدیرعامل ذوبآهن اصفهان، قرار است نشستی با حضور سید محمد اتابک، وزیر صنعت، معدن و تجارت، با هدف تأمین مواد اولیه بهعنوان یکی از اساسیترین چالشهای پیشروی ذوبآهن برگزار شود.
درباره اینکه آیا این نشست برگزار شده است یا خیر، خبری منتشر نشد. بااینحال، سه ماه بعد، در آذرماه سال ۱۴۰۴، علی نیکزاد، نایبرئیس اول مجلس شورای اسلامی، که بهمنظور بازدید از خطوط تولید ذوبآهن به اصفهان آمده بود، خبر داد که درباره تأمین پایدار مواد اولیه، بهویژه سنگآهن و زغالسنگ ککشو، با معاون وزیر و مدیرعامل ایمیدرو و همچنین معاون معدنی وزیر گفتوگو شده است. به گفته او، مقرر شده بود جلسهای با حضور معاون استاندار و مسئولان ذوبآهن برگزار شود تا موضوع تأمین مواد اولیه و واگذاری هدفمند معادن بهصورت مشخص و عملیاتی تعیین تکلیف شود.
بااینحال، سرانجام برگزاری یا برگزارنشدن این جلسه نیز مشخص نشد. در نخستین روزهای مهرماه امسال، جعفر قادری، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، پیشنهاد کرد که از طریق تملک معدن، انعقاد قراردادهای بلندمدت با شرکتهای معدنی یا مشارکت با آنها، بخشی از مواد اولیه موردنیاز خط تولید کارخانه تأمین شود. همچنین میتوان در ازای دریافت مواد اولیه، محصولات فولادی موردنیاز معادن را تأمین کرد.
فارغ از عملیشدن یا نشدن این پیشنهاد، اظهارات این نماینده مجلس و همچنین سخنان اخیر مدیر ارشد خرید ذوبآهن اصفهان نشان میدهد که پس از برگزاری جلسات مختلف ــ البته اگر اساساً جلسهای برگزار شده باشد ــ فعلاً دستاورد ملموسی نصیب ذوبآهن نشده است؛ تا جایی که دشواری تأمین مواد اولیه برای این شرکت بزرگ به مرحلهای رسیده که توان تولید آن را کاهش داده است.
اهمیت این موضوع و تأثیر احتمالی آن بر ظرفیتهای اقتصادی کشور بهاندازهای است که حتی واکنش مدیرکل صنعت، معدن و تجارت استان خراسان رضوی را نیز برانگیخته است.
علی باخرد هفته گذشته، در جریان بازدید از ذوبآهن و دیدار با سید اردشیر افضلی، مدیرعامل این مجتمع عظیم صنعتی، بر ضرورت حمایت از این شرکت برای رفع مشکلات و بهرهگیری از ظرفیتهای گسترده آن در تولید فولاد و مقاطع فولادی کشور تأکید کرد. باخرد همچنین آمادگی خود را برای همکاری در راستای حل مشکلات این مجموعه صنعتی اعلام کرد.
راهکار کوتاهمدت چیست؟ درخواست برای تأمین ششماهه زغالسنگ
اما آیا این ابراز همدردیها در کنار وعدهها و قولوقرارها میتواند به کاهش دشواریهای تأمین مواد اولیه ذوبآهن اصفهان کمک کند؟
براتی، مدیر ارشد خرید ذوبآهن اصفهان، راهکار کوتاهمدت برای عبور از شرایط موجود را ورود جدی وزارت صنعت، معدن و تجارت و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی میداند. او معتقد است ضروری است با دستور و پیگیری این وزارتخانهها، شرکتهای تولیدکننده زغالسنگ دستکم به مدت شش ماه، تولید خود را به تأمین نیاز ذوبآهن اصفهان اختصاص دهند تا امکان جبران کمبود مواد اولیه و بهبود شرایط تولید ملی فراهم شود.
این پیشنهاد در شرایطی مطرح میشود که فاصله میان نیاز ماهانه ذوبآهن به زغالسنگ و میزان تأمین داخلی آن، به حدود ۵۰ هزار تن رسیده است. بنابراین، تحقق چنین راهکاری مستلزم برنامهریزی مشخص برای تخصیص تولید معادن، تعیین تعهدات تأمینکنندگان و نظارت بر اجرای آن خواهد بود؛ موضوعی که بدون تصمیمگیری عملیاتی و پیگیری مستمر دستگاههای مسئول، ممکن است در حد یک پیشنهاد باقی بماند.
راهکار پایدار؛ بازگشت معادن به زنجیره تأمین ذوبآهن
براتی، راهکار پایدار برای حل مشکل تأمین مواد اولیه ذوبآهن را در اختیار گرفتن معادن زغالسنگ میداند. او تصریح کرد که بهتدریج و در پی تصمیمات مسئولان وقت، معادن از ذوبآهن جدا شدند و امروز این شرکت برای تأمین پایدار مواد اولیه با مشکلات جدی مواجه است.
از سوی دیگر، به گفته براتی، شرایط اخیر نشان داده است که اتکا به واردات، در صورت بروز محدودیتهای خارجی، نمیتواند بهتنهایی استمرار تولید را تضمین کند. در مقابل، معادن داخلی نیز باید علاوه بر افزایش ظرفیت استخراج، کیفیت زغالسنگ تولیدی خود را متناسب با نیاز صنایع مصرفکننده ارتقا دهند.
در چنین شرایطی، تأمین پایدار مواد اولیه ذوبآهن اصفهان را نمیتوان صرفاً مسئلهای مقطعی یا محدود به روابط میان یک کارخانه و معادن زغالسنگ دانست. تداوم تولید در این مجتمع صنعتی به هماهنگی میان سیاستهای معدنی، ظرفیت استخراج داخلی، کیفیت مواد اولیه، امکان واردات و نحوه تخصیص منابع وابسته است.
اگرچه قراردادهای بلندمدت، مشارکت در معادن و تخصیص هدفمند تولید داخلی میتوانند بخشی از راهحل باشند، اما آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، تبدیل وعدهها و تصمیمات اعلامشده به سازوکارهایی اجرایی، قابلاندازهگیری و پایدار است. در غیر این صورت، مشکل تأمین زغالسنگ و کک همچنان میتواند تولید ذوبآهن اصفهان را تحت فشار قرار دهد و این مجتمع بزرگ فولادی را در برابر محدودیتهای داخلی و خارجی آسیبپذیر نگه دارد.
