روزنامه نصف جهان

شش انتخابات، شش چهره از شهر

کد خبر: ۳۰۰۷۳بازدید: ۴۱۴
شش انتخابات، شش چهره از شهر

یک پژوهش در دانشگاه کمبریج نشان می‌دهد که شکل‌گیری شوراهای انتخابی در دهه ۱۳۷۰ را نمی‌توان صرفاً یک رویداد اداری دانست.

تبارشناسی سیاسی شورای شهر اصفهان از ۱۳۷۷ تا ۱۴۰۰

شش انتخابات، شش چهره از شهر 

محمد بندرعباسی: اصفهان، شهرِ زاینده‌رود و سیاست، طی بیش از دو دهه شش بار پای صندوق انتخابات شورای اسلامی شهر رفت؛ اما آنچه در این شش انتخابات رخ داد، صرفاً جابه‌جایی تعدادی کرسی در یک نهاد محلی نبود.

به گزارش نصف جهان انتخابات شورای شهر اصفهان در فاصله سال‌های ۱۳۷۷ تا ۱۴۰۰ را می‌توان یکی از پیوسته‌ترین روایت‌های تاریخ سیاسی معاصر این شهر دانست؛ روایتی که در آن، تغییر فضای سیاسی کشور، میزان مشارکت، سازمان‌یافتگی جریان‌های سیاسی، کیفیت رقابت انتخاباتی، عملکرد شهرداری، چهره‌های شخصی نامزدها و محدودیت‌های ساختاری شوراها به یکدیگر گره خورده‌اند. نخستین انتخابات شوراها در ایران در اسفند ۱۳۷۷ برگزار شد و نخستین دوره شورای شهر اصفهان نیز در ۹ اردیبهشت ۱۳۷۸ فعالیت خود را آغاز کرد. بنابراین باید میان سال برگزاری انتخابات و سال آغاز رسمی فعالیت شورا تفاوت گذاشت؛ نکته‌ای که در بسیاری از روایت‌های رسانه‌ای با یکدیگر خلط شده است.

در سطح ملی نیز انتخابات شوراها بخشی از پروژه‌ای بزرگ‌تر برای ایجاد نوعی حکومت محلی انتخابی بود. یک پژوهش در دانشگاه کمبریج نشان می‌دهد که شکل‌گیری شوراهای انتخابی در دهه ۱۳۷۰ را نمی‌توان صرفاً یک رویداد اداری دانست؛ اصلاح‌طلبان آن را بخشی از پروژه دموکراتیک‌سازی و تمرکززدایی می‌دیدند، در حالی که نیروهای دیگر در جمهوری اسلامی برداشت‌های متفاوتی از مفهوم «شورا» داشتند. در نهایت، شوراها در ساختار سیاسی ایران به نهادهایی انتخابی اما با اختیارات محدود و وابسته به چارچوب حقوقی و اداری دولت مرکزی تبدیل شدند. اصفهان در این میان اهمیت مضاعف دارد؛ زیرا هم یکی از بزرگ‌ترین کلان‌شهرهای ایران است و هم سابقه‌ای طولانی در کنش سیاسی، سازمان‌های اجتماعی، اقتصاد صنعتی، بازار سنتی، دانشگاه و نهادهای مذهبی دارد. از همین رو، نتیجه انتخابات شورا در این شهر را نمی‌توان بدون توجه به زمینه سیاسی هر دوره خواند.

 

راوی‌گری شوراهای شهر اصفهان روایت محتاطانه می‌طلبد

در فضای رسانه‌ای ایران، به‌ویژه درباره انتخابات، بسیاری از اصطلاحات سیاسی مانند «اصلاح‌طلب»، «اصولگرا»، «مستقل»، «اعتدالی»، «انقلابی» یا «سنتی» در منابع مختلف با معیارهای یکسان به کار نمی‌روند. بنابراین نسبت دادن یک نامزد به یک جریان سیاسی، همیشه همانند ثبت تعداد آرای او یک داده عینی و بدون اختلاف نیست. برای مثال، در انتخابات دوره چهارم اصفهان، برخی منابع انتخاباتی «خادمان شهر»، «حماسه سیاسی و شهر اسلامی»، «راه سوم» و «امید به فردا» را جداگانه معرفی کردند. همین منابع نشان می‌دهند که ترکیب شورا نه یک ترکیب ساده دو قطبی، بلکه مجموعه‌ای از ائتلاف‌های اصولگرا، اصلاح‌طلب و مستقل بود. از سوی دیگر، پژوهش‌ها درباره شش دوره انتخابات شوراهای ایران بر موضوعی اساسی تأکید می‌کند: انتخابات محلی در ایران در خلأ برگزار نمی‌شود و فرآیند تأیید صلاحیت، نظارت مرکزی و قوانین ملی، دامنه رقابت محلی را شکل می‌دهد. بنابراین تحلیل نتایج شورا صرفاً با نگاه به صندوق رأی ناقص خواهد بود و لازم است متغیرهای دیگری هم در بررسی‌ها لحاظ بشود.

 

دوره اول؛ ۱۳۷۷ - وقتی «شورا» برای نخستین بار به اصفهان رسید

اسفند ۱۳۷۷ نقطه آغاز تجربه رسمی شوراهای اسلامی شهر و روستا در جمهوری اسلامی بود. انتخابات در فضای سیاسی دولت محمد خاتمی برگزار شد؛ فضایی که پس از دوم خرداد ۱۳۷۶، مفاهیمی مانند جامعه مدنی، مشارکت سیاسی، توسعه سیاسی و تمرکززدایی را به ادبیات رسمی و عمومی کشور آورده بود. نخستین شورای شهر اصفهان نیز در همین فضای سیاسی شکل گرفت و در اردیبهشت ۱۳۷۸ رسماً آغاز به کار کرد.  آنچه این دوره اهمیت دارد بعد سیاسی خودِ تأسیس شوراهاست، چرا ؟ چون شورا در سال ۱۳۷۷ صرفاً یک انتخابات دیگر نبود؛ ورود رسمی نوعی حکومت محلی انتخابی به ساختار سیاسی ایران بود. مطالعه کمبریج درباره این دوره نشان می‌دهد که انتخابات نخست شوراها در سال ۱۹۹۹ در سراسر کشور برگزار شد و شوراهای منتخب، با وجود محدودیت‌های قانونی، به سرعت در شهرهای مختلف نهادینه شدند. این پژوهش همچنین نشان می‌دهد که بسیاری از اعضای شوراها از همان ابتدا با محدود بودن دامنه اختیارات قانونی خود مواجه بودند.  در اصفهان نیز همین دوگانگی از همان ابتدا اهمیت داشت؛ از یک سو، شورا نماد مشارکت شهروندان در مدیریت محلی بود و از سوی دیگر، شورا نهادی نبود که بتواند مستقل از دولت مرکزی درباره همه امور شهر تصمیم بگیرد و این تفاوت برای فهم تمام پنج دوره بعدی حیاتی است. شورا در ایران «پارلمان شهری» به معنای کلاسیک آن نیست. شورا بودجه و سیاست شهری را در چارچوب قوانین ملی بررسی می‌کند، شهردار را انتخاب می‌کند و بر عملکرد شهرداری نظارت دارد؛ اما اختیارات آن تابع قوانین ملی و ساختار اداری جمهوری اسلامی است. از این منظر، نخستین شورای اصفهان را باید بیش از هر چیز آغاز تجربه سیاست انتخاباتی محلی در اصفهان دانست.

 

دوره دوم؛ ۱۳۸۱ - وقتی صندوق خلوت شد و «آبادگران» بالا آمدند

چهار سال بعد، فضای سیاسی کشور دیگر همان فضای سال ۱۳۷۷ نبود.

انتخابات دومین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا در سال ۱۳۸۱ برگزار شد؛ در شرایطی که اصلاح‌طلبان پس از چند سال کشمکش سیاسی با نهادهای محافظه‌کار، با کاهش سرمایه اجتماعی و اختلافات داخلی روبه‌رو بودند. مهم‌ترین ویژگی این انتخابات، کاهش شدید مشارکت در بسیاری از شهرهای بزرگ بود. برخی روایت‌های اولیه ، مشارکت اصفهان را حدود ۱۱۱ هزار نفر ذکر کرده و نتیجه را به «قهر انتخاباتی» بدنه اصلاح‌طلب نسبت می‌دهد. در سطح ملی، پژوهش‌های تاریخی درباره شوراها نشان می‌دهند که انتخابات ۱۳۸۱ نقطه مهمی در تحول سیاست محلی ایران بود و کاهش مشارکت در کلان‌شهرها، همراه با ضعف رقابت اصلاح‌طلبان، به تغییر ترکیب شوراها کمک کرد. در اصفهان، ترکیب دوره دوم شامل چهره‌هایی مانند کریم نصر اصفهانی، عباس حاج‌رسولیها، محمود محمدی، احمدرضا مصور، احمد امین‌پور، محسن نیلی احمدآبادی، علی کاظمی، مهدی جویافر، حلیمه قسوری، عدنان زادهوش و حسین آذین بود. این دوره با یک تحول مهم در مدیریت شهری اصفهان همراه شد: مرتضی سقائیان‌نژاد. او از درون همین فضای سیاسی به شهرداری اصفهان رسید و مدیریت طولانی‌مدت او آغاز شد و به این ترتیب یک نقطه عطف تاریخی شکل گرفت. اگر دوره اول شورا بیشتر با تجربه تازه سیاست محلی و فضای اصلاحات شناخته می‌شود، دوره دوم آغاز دوره‌ای بود که در آن مدیریت عمرانی، پروژه‌های شهری و کارآمدی اجرایی به زبان غالب سیاست شهری اصفهان تبدیل شد.

جریان آبادگران در سراسر کشور در همین مقطع توانست خود را به‌عنوان نیرویی با ادبیات خدمات شهری و مدیریت اجرایی معرفی کند. در اصفهان نیز نتیجه انتخابات زمینه را برای نوعی پیوند میان شورای شهر، مدیریت شهرداری و پروژه‌های عمرانی فراهم کرد. در واقع انتخابات ۱۳۸۱ در اصفهان حاصل ترکیبی از کاهش مشارکت، تغییر فضای سیاسی کشور، ضعف رقابت اصلاح‌طلبان و ظهور شبکه‌های سیاسی جدید اصولگرا بود.

 

دوره سوم؛ ۱۳۸۵- تثبیت مدیریت عمرانی و رقابت درون‌جناحی اصولگرایان

چهار سال بعد، انتخابات سومین دوره شوراها در آذر ۱۳۸۵ برگزار شد. این انتخابات با انتخابات مجلس خبرگان رهبری همزمان بود و همین همزمانی، فضای سیاسی و میزان مشارکت را نسبت به دوره قبل تغییر داد. شورای سوم اصفهان در دوره‌ای شکل گرفت که سیاست کشور در دوران ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد قرار داشت؛ اما نکته مهم در اصفهان آن بود که جریان اصولگرا نیز یکدست نبود.

این بار رقابت فقط میان اصلاح‌طلب و اصولگرا نبود؛ بلکه درون اردوگاه اصولگرایی نیز تفاوت‌هایی میان نیروهای سنتی، نیروهای نزدیک‌تر به دولت احمدی‌نژاد و چهره‌های محلی وجود داشت. عباس حاج‌رسولیها در رأس شورای سوم قرار گرفت و این دوره با حضور چهره‌هایی همچون کریم نصر اصفهانی، کریم داوودی، وحید فولادگر، غلامرضا شیران، ابوالفضل قربانی، علیرضا نصر اصفهانی، فتح‌الله معین، محمود محمدی و مصطفی بهبهانی ادامه یافت. گزارش‌های مربوط به کارنامه شورا نشان می‌دهد در این دوره حدود 300 جلسه علنی برگزار شد.

این دوره از نظر تاریخ مدیریت شهری اصفهان اهمیت زیادی دارد. در این سال‌ها، توسعه شبکه حمل‌ونقل، بزرگراه‌ها و پروژه‌های عمرانی به بخش مهمی از هویت مدیریت شهری اصفهان تبدیل شد.

شهرداری سقائیان‌نژاد در این دوره عملاً یکی از طولانی‌ترین دوره‌های مدیریت شهری معاصر اصفهان را تجربه می‌کرد، همین طول عمر مدیریتی یک پیامد دوگانه داشت. از یک طرف، امکان برنامه‌ریزی بلندمدت و اجرای پروژه‌های بزرگ فراهم می‌شد و از طرف دیگر، رابطه میان شورای شهر و شهرداری بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کرد و پرسش درباره میزان استقلال نهاد ناظر از نهاد اجرایی مطرح می‌شد. البته این مسئله یکی از پرسش‌های کلاسیک حکومت محلی در ایران است: شورا تا چه اندازه ناظر شهرداری است و تا چه اندازه شریک سیاسی و مدیریتی آن؟

یک پژوهش درباره حکومت محلی در ایران نیز بر همین مسئله تأکید دارد که شوراها از نظر قانونی اختیارات مشخصی دارند، اما در یک نظام اداری بسیار متمرکز فعالیت می‌کنند، در نتیجه، شورای سوم اصفهان را نباید صرفاً «تثبیت اصولگرایی» نامید بلکه دقیق‌تر آن است که بگوییم شورای سوم دوره تثبیت یک مدل مدیریت شهری مبتنی بر تداوم مدیریتی، پروژه‌های عمرانی و ائتلاف میان بخش‌هایی از جریان اصولگرا و شبکه مدیریت شهری بود؛ در حالی که رقابت‌های درون‌جناحی نیز در سطح محلی ادامه داشت.

 

دوره چهارم؛ ۱۳۹۲ - شورای ۲۱ نفره، ائتلاف‌های چندگانه و ظهور چهره‌های مشهور

انتخابات چهارمین دوره شوراهای اسلامی شهر در خرداد ۱۳۹۲ یکی از متفاوت‌ترین انتخابات شورای شهر اصفهان بود.

نخستین تغییر بزرگ، افزایش تعداد اعضای شورای شهر از ۱۱ نفر به ۲۱ نفر بود، این افزایش تعداد کرسی‌ها به خودی خود ساختار رقابت را تغییر داد.

در اصفهان، ۴۲۹ نامزد برای رقابت تأیید صلاحیت شده بودند و در نهایت ۲۱ نفر به شورا راه یافتند اما ترکیب سیاسی شورا نشان می‌دهد که نباید این انتخابات را با یک دوگانه ساده اصلاح‌طلب ـ اصولگرا توضیح داد. این بار عباس حاج‌رسولیها در رتبه نخست قرار گرفت و پس از او مهدی باقربیگی بازیگر مجموعه تلویزیونی «قصه‌های مجید»، قرار گرفت. در ترکیب منتخبین همچنین نام چهره‌هایی مانند کریم نصر اصفهانی، رضا امینی، رسول جهانگیری، محمدرضا فلاح، ندا واشیانی‌پور، سید احمدعلی عاملی، سید کریم داوودی، وحید فولادگر، عدنان زادهوش، علیرضا نصر اصفهانی، غلامحسین صادقیان رنانی، عبدالرسول جان‌نثاری، رسول جزینی درچه، نورالله صلواتی، ابوالفضل قربانی، احمد شریعتی، اصغر آذربایجانی، فتح‌الله معین نجف‌آبادی و غلامرضا شیران دیده می‌شود.  این فهرست سبب شد تا ترکیب شورا از منظر ائتلاف‌های سیاسی نیز تصویر پیچیده‌تری باشد. منابع آن دوره، خادمان شهررا عمدتاً در طیف اصولگرا، «امید به فردا» را در اردوگاه اصلاح‌طلب و ائتلاف‌هایی مانند «راه سوم» و «حماسه سیاسی و شهر اسلامی» را به‌عنوان ائتلاف‌های دیگر معرفی کرده‌اند و در نتیجه، شورای چهارم ترکیبی چندلایه داشت. جالب اینکه در همین دوره، رأی بالای چهره‌های شناخته‌شده عمومی توجه زیادی به خود جلب کرد.

مهدی باقربیگی به عنوان بازیگر شناخته‌شده «قصه‌های مجید» نفر دوم شد و ندا واشیانی‌پور و رسول جزینی نیز به شورا راه یافتند. منابع انتخاباتی آن دوره این موضوع را یکی از ویژگی‌های قابل توجه انتخابات معرفی کردند.  گر چه این ترکیب را برجی «هجوم سلبریتی‌ها» تعبیر کردند ولی به یاد داشته باشیم ورود چند چهره شناخته‌شده به شورا یک واقعیت انتخاباتی است؛ اما اینکه این مسئله را «هجوم» یا نشانه قطعی «افول احزاب» بدانیم، خیر .  آنچه می‌توان با اطمینان گفت این است که انتخابات ۱۳۹۲ نشان داد شهرت اجتماعی و رسانه‌ای می‌تواند در انتخابات شهری به یک سرمایه سیاسی تبدیل شود.  این پدیده محدود به اصفهان نبود، اما در اصفهان به‌دلیل حضور باقربیگی، واشیانی‌پور و جزینی به شکل قابل توجهی دیده شد.

 

دوره چهارم و نقطه عطف آن؛ پایان دوره سقائیان‌نژاد

یکی از مهم‌ترین رخدادهای سیاسی تاریخ شورای شهر اصفهان در دوره چهارم اتفاق افتاد؛ پایان مدیریت مرتضی سقائیان‌نژاد پس از حدود ۱۲ سال شهرداری اصفهان. این برکناری در سال ۱۳۹۴ اتفاق افتاد و به یکی از جنجالی‌ترین تصمیمات شورای چهارم تبدیل شد. روایت مشهور و ساده‌ای که علت برکناری را فقط «اختلاف بر سر یک انتصاب» می‌داند، همچنان هم برقرار است ولی علت اصلی «تجمع اختلافات مدیریتی و سیاسی در شورای چهارم» بود. آن زمان این رویداد نشان داد که حتی یک مدیر شهری با سابقه طولانی و شبکه قدرتمند مدیریتی، در برابر تغییر آرایش سیاسی شورای شهر مصون نیست.

 

 

دوره پنجم؛ ۱۳۹۶ - وقتی «لیست امید» هر ۱۳ کرسی را گرفت

انتخابات پنجمین دوره شورای شهر اصفهان در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ برگزار شد؛ همزمان با انتخابات ریاست‌جمهوری. فضای سیاسی کشور تحت تأثیر انتخابات ریاست‌جمهوری و رقابت حسن روحانی و ابراهیم رئیسی بود و موج انتخاباتی ناشی از انتخابات ریاست‌جمهوری بر انتخابات شوراها نیز سایه انداخت. در اصفهان، نتیجه تاریخی بود؛ هر ۱۳ کرسی اصلی شورای شهر به نامزدهای فهرست اصلاح‌طلبان رسید. آن زمان تسنیم در گزارش رسمی خود از نتایج انتخابات، پیروزی کامل فهرست اصلاح‌طلبان را ثبت کرده و اسامی هر ۱۳ عضو منتخب را منتشر کرده است. پیروزی ۱۳ از ۱۳، واقعیتی غیرقابل انکار بود و این انتخابات را می‌توان یکی از روشن‌ترین نمونه‌های رأی لیستی در انتخابات شهری اصفهان دانست. علاوه بر این همزمانی با انتخابات ریاست‌جمهوری، فضای سیاسی ملی، سازمان انتخاباتی اصلاح‌طلبان، عملکرد دولت روحانی، سرمایه اجتماعی فهرست امید و حضور رأی‌دهندگان اصلاح‌طلب در انتخابات ریاست‌جمهوری، همه می‌توانستند بر رفتار انتخاباتی اثر بگذارند. در واقع «پیروزی کامل فهرست اصلاح‌طلبان در اصفهان در سال ۱۳۹۶ حاصل قرار گرفتن انتخابات شورا در بستر یک موج انتخاباتی گسترده‌تر و سازمان‌یافتگی فهرست انتخاباتی بود.»

 

شورای پنجم؛ از وعده شفافیت تا مسئله مدیریت شهری

شورای پنجم با شعارهایی درباره شفافیت، محیط زیست، توسعه پایدار، حمل‌ونقل عمومی، شهر انسان‌محور و نقد برخی پروژه‌های عمرانی دوره‌های قبل روی کار آمد.

علیرضا نصر اصفهانی، که نفر اول انتخابات بود، در گفت‌وگوهای پس از انتخابات بر مسائلی مانند آلودگی هوا، حمل‌ونقل، ترافیک، مهاجرت و حاشیه‌نشینی تأکید کرد. او همچنین بر تقویت کمربند سبز و توسعه هوشمندسازی شهر تأکید داشت. این نکته اهمیت دارد؛ زیرا نشان می‌دهد برنامه‌های شورای پنجم صرفاً سیاسی نبود و بخش قابل توجهی از ادبیات آن حول مسائل واقعی مدیریت شهری می‌چرخید. در همان حال، منتقدان شورا بر کاهش سرعت برخی پروژه‌های عمرانی و فاصله گرفتن از الگوی پروژه‌محور دوره‌های قبل تأکید می‌کردند. شورای پنجم همچنین با مسائل ساختاری اصفهان مانند خشکی زاینده‌رود، آلودگی هوا، فرونشست زمین، حمل‌ونقل عمومی، بافت تاریخی و بحران منابع آب روبه‌رو بود؛ مسائلی که بسیاری از آنها اساساً در اختیار کامل شورای شهر یا شهرداری نیستند و به سیاست‌های ملی، استانی و حوضه آبریز زاینده‌رود ارتباط دارند و دقیقا این همان جایی است که تحلیل سیاسی انتخابات شورا باید از تقلیل همه مسائل به «چپ و راست» پرهیز کند.

 

دوره ششم؛ ۱۴۰۰ - بازگشت اصولگرایان و انتخابات در عصر کرونا

انتخابات ششمین دوره شورای شهر اصفهان در ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ برگزار شد؛ در شرایطی کاملاً متفاوت با سال ۱۳۹۶. کشور با همه‌گیری کرونا، فشار اقتصادی و کاهش مشارکت انتخاباتی مواجه بود و همزمان، فضای رقابت سیاسی نیز نسبت به دوره قبل محدودتر شده بود. انتخابات در بسیاری از شعب به صورت الکترونیکی برگزار شد، اما در ۳۰ شعبه، به دلیل مشکل سیستم، رأی‌گیری دستی نیز انجام شد و در نهایت آرای الکترونیکی و دستی با یکدیگر تجمیع شدند. این بار نتیجه انتخابات به شکل محسوسی با دوره پنجم تفاوت داشت.

پس از شمارش و اعلام آرا ۱۳ عضو اصلی معرفی شدند: مجید نادرالاصلی، غلامحسین صادقیان رنانی، رسول میرباقری، محمدرضا فلاح، محمد نورصالحی، احمدرضا مصور، ابوالفضل قربانی، فرزانه کلاه‌دوزان، سید امیر سامع، مصطفی نباتی‌نژاد، منوچهر مهروی‌پور، عباس حاج‌رسولیها و علی صالحی. دوره ششم از نظر ترکیب سیاسی، شورا عملاً در اختیار جریان اصولگرا قرار گرفت و چهره‌های نزدیک به جریان انقلابی و اصولگرایان محلی نقش غالب را به دست آوردند. در این دوره، محمد نورصالحی ریاست شورا را بر عهده گرفت و سید امیر سامع نایب‌رئیس شد. ترکیب مدیریتی شورا نشان‌دهنده بازگشت کامل جریان اصولگرا به مدیریت پارلمان شهری اصفهان بود. اما یک نکته مهم وجود دارد: نباید پیروزی اصولگرایان در ۱۴۰۰ را صرفاً «بازگشت طبیعی رأی مردم» در برابر دوره پنجم دانست. انتخابات در شرایطی برگزار شد که سطح مشارکت، فضای رقابتی، شرایط همه‌گیری کرونا و وضعیت تأیید صلاحیت نامزدها با سال ۱۳۹۶ تفاوت داشت. یک پژوهش درباره شش دوره انتخابات شوراهای ایران نیز بر نقش ردصلاحیت و سازوکارهای رسمی و غیررسمی محدودکننده رقابت انتخاباتی در تعیین دامنه انتخاب رأی‌دهندگان تأکید می‌کند و نتیجه ۱۴۰۰ را باید در بستر کامل آن خواند.

 

دوره ششم؛ از «مدیریت جهادی» تا مسئله کارنامه

شورای ششم با مجموعه‌ای از وعده‌های عمرانی و شهری وارد کار شد، در گفتمان این دوره، موضوعاتی مانند:احیای زاینده‌رود، کاهش آلودگی هوا، تکمیل پروژه‌های نیمه‌تمام، توسعه حمل‌ونقل عمومی، تکمیل رینگ چهارم، مترو، هوشمندسازی و مدیریت جهادی جایگاه پررنگی داشت اما این وعده‌ها را باید از کارنامه واقعی جدا کرد. در سال‌های بعد، درباره تأخیر برخی پروژه‌ها، از جمله پروژه‌های مترو و رینگ چهارم، نقدهایی مطرح شد. در روایت‌های منتشرشده از عملکرد شورای ششم نیز این موارد به‌عنوان محورهای اصلی مناقشه درباره کارنامه شورا مطرح شده‌اند.  در عین حال، شورای ششم در دی ۱۴۰۰ طرح‌هایی در حوزه شفافیت و سلامت اداری را دنبال کرد و در فرآیند انتخاب شهردار، از سازوکارهایی برای شناسایی معیارهای شهردار مطلوب و بررسی گزینه‌های مختلف استفاده شد.

 

نشانی خبر: https://nesfejahan.net/news/30073