|
گروه ميراث فرهنگي: پس از دوران صفويه، در بسياري از منابع تاريخي اشارههاي بسيار اندكي درباره بازي چوگان شاه و ديگر درباريان وي شده است و سرانجام از دوره نادري گويي چوگان به كل فراموش شد. اما اين بازي در هندوستان همچنان ادامه يافت و همانجا بود كه انگليسيها با آن آشنا شدند.
پس از آنكه آنها اصول آنرا ياد گرفتند، كوشيدند قوانين و مقررات دقيقي وضع كرده، برآن منطبق كنند. سپس چوگان با شيوه جديد به انگلستان رفت و مقررات آن شكل نهايي پيدا كرد و چند سال بعد همه جهان را فراگرفت.
در اواخر قرن نوزدهم، افسري انگليسي بهنام سايكس به ايران آمد.
وي در سال 1897 تعدادي چوب چوگان و گوي از انگلستان به ايران آورد و توانست مجدداً اين بازي را در ايران بهراه اندازد. هنوز پانزده سال از اين آشنايي نگذشته بود كه بيش از پنج ميدان چوگان در تهران ايجاد شد.
عدهاي از مورخان معتقدند كه علت گسترش چوگان اين بود كه افسران ايراني به اين ورزش مانند يك ورزش ملي و باستاني مينگريستند.
از سوي ديگر آنها با اسبهاي فراواني كه هنوز مورد استفاده ارتش بود سروكار داشتند و ميتوانستند به آساني نياز خود را برآورده كنند، همچنين هزينهاي بابت اينكار نميپرداختندو حتي از حمايت دستگاههاي مختلف ارتش نيز برخوردار بودند.
سرانجام با پيشرفتهشدن سازمانهاي ارتشي و كاهش تعداد اسبان ارتش، چوگان منحصر به زمين جلاليه تهران و بعضي از زمينهاي اصفهان شد.
در سال اول انقلاب، دوباره چوگان ايران و بعضي از ميدانها تعطيل شد. اين درحالي بود كه احياي بازيهاي باستاني و بومي همچون چوگان ميتوانست عاملي مهم در جهت ايجاد انگيزه و آمادگي جسماني افراد تأثيرگذار باشد.
اهميت اين بازي از آنجا اثبات ميشود كه در دوران پادشاهان صفوي به دليل اهميتي كه آنها براي اين بازي قائل بودند، زمينهاي زيادي را به منظور گذراندن اوقات فراغت احداث ميكردند و يا در ميدانهاي بزرگي چون نقشجهان ساعات طولاني را به اين بازي اختصاص ميدادند و بسياري از مردم در گوشه و كنار ميدان به تماشاي اين بازي پرهيجان ميپرداختند. در دوران صفويه و قبل از آن، بسياري از گردشگران و سياحان مانند تاورنيه و سامسون و ديگر جهانگردانان اروپايي و آمريكايي به وصف اين بازي در كتب مختلف ميپرداختند.
nnn
اهميت اين ورزش تاريخي باعث شده است تا كارشناسان اداره كل ثبت آثار تاريخي، طبيعي و فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي كشور، پرونده ثبت معمولي چوگان را تهيه و تدوين كنند.
حسينعليوكيلعليآبادي در اينباره معتقد است: اين ورزش به عنوان نخستين ورزش دسته جمعي شناخته شده است كه برعكس زمان پيدايش آنها در عهد كهن، نبرد انسانها عليه يكديگر نبوده، بلكه نبرد برسر توپ يا گوي انجام ميشده است.
چنانچه قدمت اين بازي را ميتوان در شاهنامه فردوسي (چوگان باختن سياوش و ديگران) يا بازي خسرو و شيرين در نظامي به صورت استعاره جستجو كرد.
به گفته اين مقام مسئول، از دوران ساسانيان انبوهي از روايات داستاني و چند سند دردست است كه گواه آشكاري بر اهميت و اعتبار چوگان دارد، آنچنانكه گويي چوگان برنامه آموزشي شاهزادگان ساساني بوده است. مثلاً ميتوان به آموزش چوگان به شاپور دوم، بهرام و توجه خسرو پرويز به چوگان و تيراندازي آنها نزد استادان فن اشاره كرد.
از ميان منابع فارسي، دو منبع قابوسنامه مربوط به قرن پنجم اثر عنصرالمعاليكيكاووسبن اسكندر و ديگري آدابالحربوالشجاعه مربوط به قرن ششم اثر فخرمدبر، در خور توجه است.
در اين ميان عدهاي ديگر از كارشناسان ميراثفرهنگي اينگونه اظهار نظر ميكنند كه بعد از اسلام آوردن ايرانيان، اين بازي نظر اشراف و اميران را آنگونه به خود جلب كرد كه بسياري از افراد در نزديكي قصر خود، ميدانهايي را براي بازي چوگان احداث كردند.
|