|
گروه فرهنگ: “پو” يك خرس پانداست كه با ناپدري اش در دره صلح و دوستي زندگي مي كند؛ جايي كه همهچيز آرام است. اين آرامش البته زياد عمري ندارد، چون ببري كه سالها پيش با مردم اين شهر سر جنگ و عناد داشت از زندان ميگريزد و دست بر قضا پاندايي كه تنبلترين موجود شهر بود، مأموريت مييابد تا با او مبارزه كند.
اينكه تب انيميشن سازي و انيمه سازي خيلي ها را گرفته و هر قدر آنها هنرمندتر در عرصه توليد ميشوند ما پركار در زمينه دوبله ميشويم درست، اما توجه كردهايد كه در اين توليدات انبوه انيميشن هر بار يك فيلم سينمايي در اين قالب دوست داشتني راهي سالنهاي جهاني ميشود تا با چندين هزار سالن، اكرانش را در دنيا آغازكند؟
جالب اينكه هميشه در فهرستده اثر برتر، حداقل يك انيميشن در كار است. حالا اين قضيه چه دليلي دارد مراد نوشته نيست، اما جالب اينكه اين هفته ميتوان “پانداي كونگفوكار” را در تالار هنر اصفهان در ساعت 17بر پرده عريض ديد و فهميد نمايش فيلم خارجي در قالب انيميشن بر پرده چه لذتي دارد.
تالار هنر، اين هفته ميزبان بزرگان عالم سينماست كه هر كدام به جاي يك شخصيت غير واقعي حرف زدهاند تا “پانداي كونگ فوكار” جهاني شود. دراين سينمايي كه مارك آزبورن و جان استيونسون آن را ساخته اند، آنجلينا جولي، دستين هافمن، جك بلك، جكي چان، مايكل كلارك دانكن ولوسي ليوصداپيشگي كرده اند تا شايد به كودك درونشان قدري بها دادهباشند. اين سينمايي دوست داشتني كه همزمان با اكران جهاني توفيق نمايش از شبكه دوم سيماي ايران را هم يافت، يكي ازكارهاي موفق سالهاي اخير دروادي انيميشن بود. يكي از مهمترين دلايل موفقيت آن سرراستي و روراستي داستان و قهرمان محسوب مي شد كه انيمهها و انيميشنها را گاهي آنقدر دوست داشتني ميكند كه بزرگترها هم بدشان نمي آيد به ديدنش بروند. سرراستي داستان و ميزان پويايي شخصيتها و آب و رنگ موجود در تصاوير به حدي هست كه نهتنها مخاطبان اصلي اين نوع آثار را سردرگم نمي كند، بلكه دوست دارند ببينند سرنوشت اين همه حيوان با مرام و با معرفت كه همگي كونگ فو بلد هستند چه مي شود.
همين خط كلي براي يك كودك كافي است كه درگير قصه بشود. از طرف ديگر تعدد بيهوده شخصيتها در كار نيست كه بچه ها اصل قضيه را گم كنند و ندانند چه كسي را بايد دوست داشته باشند. كاراكترها به رغم تلاشي كه براي آنها شده است خيلي زود رد ميشوند و همه به نوعي البته به صورت غيرمستقيم پو را نشان ميدهند.
ديگر اينكه قهرمان داستان يك پانداست كه همينجوري هم بيآزار و دوست داشتني است با آن سياه و سفيديهاي بسيارقشنگي كه او را در ميان گونه خرسها وگياهخواران بي همتا كرده است. اين زيبايي را حالا بگذاريد كنار شرك زشت كه انصافاً ديگر دوست داشتني نيست و مرتب هم شكست ميخورد. يكي ازمهمترين مواردي كه درزمان اكران اين فيلم براي منتقدان جهاني جالب بود در حدي كه همهشان نوشتند تا همهمان بدانيم، صداي بازيگران بود. ماجراي همكاري چهره هاي پولساز و دوست داشتني فيلمهاي روز در فيلم، گرچه طي دوران فيلمسازي بارها و بارها در بوق و كرنا شد، اما درزمان اكران (منظور كشورهايي كه فيلم را باصداي اصلي ديدند) بهكسي ازبازيگران اجازه داده نشده بود تا با صدايي كه سالهاست براي مخاطب آشناست حرف بزنند، زيرا همه چيز بايد معطوف به همين جانوران كونگ فو كارميشد؛ اتفاقي كه به وقوع پيوسته بود.
آن زمان كارگردانان فيلم اظهارنظرات متعددي كردند و يكي از اين حرفها راز تولد پانداي كونگ فوكار را فاش كرد. آزبرون گفته بود: من يكي از طرفداران ترانه خجالت كيهاني بودم كه گروه tenacious انصافاً بعد از شنيدن اين از آهنگ آلبوم كار را خريدم و اين بخش عمده شخصيت پوشد و از همان ابتدا ما روي جك بلك حساب بازكرده بوديم.
|