فرستنده: سطح خبر: معمولی دفعات بازدید: 66 تاریخ ارسال: ۱۹/۱۱/۱۳۸۸ طبقه:  شهری
صداقت در روابط‌عمومي باعث اعتماد مي‌شود

برگشت ارسال خبر صفحه اصلی

 اصفهان به علت گستردگي، ادارات متعددي دارد كه آن ادارات هم ميزبان روابط‌عمومي‌هاي زيادي هستند. در اين ميان هم طبيعي است كه برخي جوان‌تر باشند، پر از ايده و انرژي و بعضي هم باتجربه‌تر باشند و سرشار از آموخته‌ها و آموزه‌ها.

يكي از مسئولين جوان روابط‌عمومي‌ در اصفهان، مسئول روابط‌عمومي اداره كل استاندارد و تحقيقات صنعتي، يعني اميربراتيان است.

براتيان گرچه تحصيلاتش را در رشته برق گذرانده اما مدت يك سال در اين سمت مشغول به كار شده است.

آخرين مقاله و كتابي كه او در حوزه روابط‌عمومي خوانده، تبليغات و هنر برقراري ارتباط در روابط‌عمومي است؛ ادعايي كه در پاسخ‌هاي او نيز مشهود است.

گرچه شما مدت كوتاهي است در اين پست مشغول شده‌ايد اما كار در استاندارد، به نحوي است كه شما را با ديگر ادارات و نهادها مرتبط مي‌سازد. همين مسئله سبب مي‌شود شما در تعريف روابط‌عمومي با بقيه متفاوت باشيد. آن تعريف چيست؟

در تعريف كلاسيك، روابط‌عمومي آيينه‌تمام‌نماست و بايد انعكاس رفتارها و فعاليت‌هاي اداره‌اش باشد. اما به عقيده من روابط‌عمومي بايد بتواند فعاليت‌هاي اداره متبوعش را در نهايت صداقت انعكاس بدهد. صداقت در روابط‌عمومي، سبب مي‌شود هر دو طرف، فرآيند انتقال پيام آن را حس كنند و به هم اعتماد نمايند. اين اعتماد بين اداره و مخاطبش بايد به وسيله روابط‌عمومي‌ها ايجاد شود و ايجاد آن، اتفاق مهمي است كه به نظر من خيلي آرام و آهسته در سطح روابط‌عمومي‌ها در شرف وقوع است.

روابط‌عمومي‌ استاندارد، با همه متفاوت است چون با مردم مصرف‌كننده و توليد كننده طرف است. اين تعريف و تفاوت را شما چگونه توضيح مي‌دهيد؟

ببينيد، اين مسئله يكي از سخت‌ترين قسمت‌هاي كار ما در روابط‌عمومي‌‌هاست. ما بايد در همه حوزه‌ها، كارشناس باشيم و البته نه كارشناس خبره بلكه منظورم فقط اطلاع‌داشتن است. اين اطلاع‌داشتن، براي كار ما اهميت زيادي دارد و هم مي‌تواند نياز سنجي را داشته باشد و هم نگرشي آسيب‌شناسانه‌ داشته باشد. مثلاً‌در بخش مربوط به خوراك و تغذيه، ما با همه جامعه در ارتباط هستيم. توليدكننده به عنوان نقطه شروع و مصرف‌كننده به عنوان هدف‌نهايي. ما بايد بتوانيم نيازهاي نقطه هدف را بشناسيم و آنها را به شكل تلويحي و غيرمستقيم به توليدكنندگان منتقل كنيم تاآنها طبق نياز و خواست، اقدام به توليد كنند.

اين روال هم ارزش كار اداره را بالا مي‌برد و هم در جهت ايجاد اعتماد بين توليدكننده و مصرف‌كننده، مفيد و مهم و مؤثر است.

با اين گستردگي و ازدياد مخاطبان كه شما مي‌گوييد پس چرا استاندارد، چندان ديده نمي‌شود و جاي آن در رسانه‌ها خالي است؟

اين خيلي طبيعي است. جايگاه اداره استاندارد يك جايگاه مديريتي يا خدماتي نيست، جايگاه استاندارد نظارتي است و بديهي است كه جايگاه ادارات و نهادهاي نظارتي زياد جلو چشم نباشد، ولي اثر و نتيجه آنها ديده شود. ما كارمان در استاندارد و تحقيقات صنعتي، در بستر كيفيت حركت مي‌كند و طبيعي است كه به ظاهر ديده نشويم. آن ادارات و سازمان‌هايي كه توليد مي‌كنند يا خدمات دارند بيشتر در معرض ديد قرار دارند. چون ما براي بحث تبليغات هم چندان بودجه‌اي نداريم و ترجيح بر اين است بيشتر در تحقيقات متمركز باشيم.

آيا فكر نمي‌كنيد اينكه براي شما و در واقع استاندارد و استانداردسازي تبليغات بشود وظيفه ديگران است؟

تا حدي درست است. ولي اولاً ما بايد اسم و رسم و اعتبار استاندارد را حفظ كنيم. اين خودش بهترين تبليغ است. ولي از همه اينها گذشته ما قرار نيست تبليغ كنيم، ما بايد همان‌طور كه گفتيم در بستر حركت كنيم؛ اين روال استاندارد است. ما در واقع كارمان فرهنگي - كيفي است. ولي در بحث همكاري ادارات، بايد بگويم هيچ اداره و نهادي جز كميته فرهنگ شهروندي به ما كمك نكرده است. هيچكدام از رسانه‌ها و به خصوص رسانه‌هاي صوتي و تصويري يعني صدا و سيما كه انتظار بيشتري از آن مي‌رود و طبيعي است براي موارد فرهنگي هزينه كند.

شما اطلاع داريد كه روابط‌عمومي‌ مدت‌هاست به عنوان هنر هشتم شناخته مي‌شود اما اين نظر در اصفهان موافقان و مخالفان زيادي دارد. اول اينكه شما جزء كدام گروه هستيد و دوم اينكه دليل اين مسئله چيست؟

من قاطعانه هنر هشتم بودن روابط‌عمومي‌ را قبول دارم و خوشحال هستم كه اين رتبه‌بندي در نظر گرفته شد. ولي اينكه چرا هنر هشتم شد، فكر مي‌كنم به خاطر گستردگي حوزه‌ و كاربردهاي فراوان روابط‌عمومي،‌ اين لقب به آن داده شده است. ببينيد، يك فيلمساز فقط فيلم مي‌سازد، يك آهنگساز آهنگ مي‌سازد، شايد در كنار فيلمسازي، يك كارگردان بازي هم بكند، يا فيلمنامه‌هم بنويسد ولي همه اينها همان هنر هفتم هستند. يا يك نقاش ابزارش نقاشي است نه چيز ديگر ولي روابط‌عمومي‌‌ها از همه هنرها استفاده مي‌كنند و همه را در خدمت دارند، يعني بايد اينطور باشد. بايد بدانند چه وقت براي معرفي، فيلم بسازند، چه وقت پوستر چاپ كنند و يا هر هنر ديگر را به خدمت بگيرند. به عقيده من روابط‌عمومي‌‌ها هشتمين و مجموعه همه هنرهاست و اگر يك روابط‌عمومي‌ كاردان و كارشناس باشد، با موقعيت‌شناسي مي‌تواند آن هنرها را به كار بگيرد.




نسخه قابل چاپ

ارسال به میل دوستان
           :powered by
designed by setiran (danial net)