|
گروه فرهنگ: الف) داستان “گوشواره” يكي از داستانهاي كوتاه مجموعه “انار” است كه اوايل دهه هشتاد به چاپ رسيد؛ داستاني 17صفحهاي كه ماجراي مهين، دختركي يتيم را كه به پشتيباني يك خيّر در يك مركزشبانه روزي زندگي ميكند، تعريف ميكند. اما مهين اين مسئله را به همكلاسيهايش نميگويد تا اينكه براي جشن تولد دوست صميميش- مهتاب- دعوت مي شود.
مهين به سراغ مادربزرگ مي رود تا براي مهتاب هديهاي مناسب خريداري ميكند و پس ازكلي گشت و گذار، گردنبندي ميخرد وبه ميهماني ميرود. جشن تمام مي شود، ولي شب هنگام است و مهين خيابانهاي بالاي شهررا بلد نيست و پدر مهتاب قبول نميكند ميهمان ويژه دخترش را درخيابان رها كند ... .
ب) درتماشاي سينمايي “گوشواره” يك نكته بيش از ديگر موارد حائز اهميت به نظرميرسد و آن اينكه فيلمنامه را يكي از داستان نويسان بنام ادبيات كودك و نوجوان در ايران نوشته؛ كسي كه محال است نام او يا كتابهايش را نشنيده باشيد و حتي اگرهم چنين باشد، بازهم نميشود ماجراهاي با نمك مجيد و بي بي را فراموش كرد. هوشنگ مرادي كرماني كسي است كه درسينماي اقتباسي ايران جايگاه بسيار درخوري دارد، چرا كه داستانهايش درسينما نه تنها شكل دهنده ماجراهاي مجيد است، بلكه فيلمهايي مثل چكمه ، تك درخت، نان وشعر، خمره، ميهمان مامان و بسياري ديگر، همه اقتباسهايي تصويري ازنوشتههاي او هستند. درباره خصيصه نويسندگي مرادي كرماني خيلي نياز به جستجو و مطالعه نيست، چرا كه مهمترين شاخص داستانهايش درنام آنها پيداست: سادگي، رواني، ايراني بودن و باورپذيري.
البته همه اينها درحالي است كه طنزنهفته درجهان كرماني هم از امضاهاي بي نظيراوست . آدمهايي كه او در داستانهايش ميآفريند همه به نوعي درگير فقر اقتصادياند كه نه تنها مخاطب را به اشك و آه نمياندازد، بلكه بستري فراهم ميكند تا وجوه تازه اي از فقر را ببينيم وتضاد و موقعيت هاي پارادوكسيكالي را براي قهرمان داستان به وجود مي آورد.
اتفاقاً به خاطر همين نكته بود كه مجيد هرگز از ياد ما نميرود و در هر بار تماشاي يكي از داستانهاي آن، رويارويي نوجوان داستان با فقر، به نوعي دهن كجي و تمسخر نداشتن هاست وتشكر ازداشته ها.
به هر روي با همه اينها خيليها عقيده دارند كرماني داستانهايش را قبل ازآنكه تحريركند، تصويري مي نويسد و به نوعي داستانهايش براي فيلمنامه شدن توسط كارگرداناني كه علاقهمند به اقتباس هستند، مفيد است. اما حتي اگر اينطور هم باشد، چند امتيازمهم و مثبت به كارنامه هوشنگ مرادي كرماني بايد افزود.
ج) وحيد موساييان، كارگردان، فينفسه و ذاتاً يك مستندساز است ورفتن او به سراغ فيلمي در ژانر كودك كمي عجيب مينمود؛ فيلمي كه نهادينه شدن اهميت به جايگاه فيلمنامه، رابطه سينما و ادبيات، نگاه حرفه اي به تخصص هاي مختلف سينمايي، رويكرد به ژانر مهجور كودك و نوجوان و باج ندادن بيهوده به مخاطبي كه - همه چيزشده- در اثر موج ميزند.
اما به قول يك منتقد فيلم در پرداختن به شعار و پيام هاي اخلاقي هم ظرافت چنداني به كار نبرده تا آنها را در زيرلايه هاي خود جاي دهد. از همين رو پيام هاي اخلاقي مستقيم به نوعي فاصله مخاطب حتي كودك و نوجوان را با كليت كار حفظ مي كند.
د) فيلم سينمايي وحيد موساييان در زمان اكران، واكنشهاي متفاوتي را برانگيخت، اما همگان در يك نكته خيلي مهم اتفاق نظر داشتندكه سينماي بي متولي كودك كه مملو از ايراد و اشكال است، بالاخره صاحب فيلمي شد كه از لحاظ بصري براي بچه ها تلخ وتيره و خاكستري نيست، بلكه رنگارنگ وشاد است و البته اين نكته را مديون محور داستاني كرماني و طراحي صحنه موساييان است .
ه) بد نيست بدانيد مرادي كرماني به رغم اينكه همه حقوق مادي اثرش را واگذار كرده بود، اما در تمام دوران فيلمبرداري سرصحنه حاضربوده است تا به آدمهاي ذهني اش نظارت كرده باشد. فيلم سينمايي گوشواره ساعت 17 فردا در تالار هنر به نمايش در ميآيد.
|