|
گروه رسانه: حسين رفيعي يكي از باسابقهترين مسئولان روابطعموميها در شهر گنبدهاي فيروزهاي است، چرا كه نزديك به دو دهه فعاليت را در كارنامه كارياش در عرصه روابطعموميها ثبت كرده است. او متولد 1335 اصفهان بوده و در حوزه روابطعموميها ديدگاههايي دارد كه ظرف اين سالها خودش آموخته و تجربه كرده است.
شما يكي از معدود روابطعموميهايي هستيد كه نزديك به دو دهه فعاليت را در اين حوزه دارند. اين مسئله سبب شده تا طي اين دوره طولاني روِسا و مديران زيادي را تجربه كنيد.
بله دقيقاً همينطور است. ولي بيشترين دليل اين تعدد، مربوط به سالهاي بعد از تفكيك انتقال خون و هلالاحمر است.
اين مدت طولاني سبب شده تا شما بتوانيد نحوه برخورد با مدير جديد را بيش از ديگران بدانيد و حتي بتوانيد در اين مورد تجربياتي را در اختيار ديگران بگذاريد. در اينباره توضيح دهيد.
ما در سالهاي شصت، قضيه تعويض و تعدد مديران را داشتيم،يعني ناچار بوديم داشته باشيم. چون از سال 53 تا 63 سازمان هلالاحمر و انتقال خون يكي بودند ولي از سال 63 مصوب شد تا تفكيك انجام شود. از آن سالها تا سالهاي آخر دهه 60، روِساي زيادي در اداره انتقال خون اصفهان آمدند و رفتند كه تعدادي از آنها ابلاغي بودند و تعدادي هم از دانشگاه ميآمدند. اين روال تا اواخر دهه 60 ادامه داشت و از آن پس تا اواخر دهه 70 آقاي سيچاني، حضور داشتند و بعد از مرحوم سيچاني آقاي حريري تاكنون اينجا حضور دارند. اين تغيير و تحولات در واقع ميطلبد تا روابطعمومي، پويايي و سرزندگياش را حفظ كند و جايگاهش را به مدير تازه وارد اثبات نمايد.
طي اين تغييرات مديريتي كه داشتيد، پيش نيامده بود تا با يك رئيس دچار مشكل بشويد؟
خوشبختانه خير. همه مديران منصوب شده در انتقال خون اصفهان از پرسنل بدنهاي اداره بودهاند كه علاوه بر اشراف بر مسائل درون اداره، به عملكرد روابطعموميها نيز ديد مثبت و خوبي داشتند. اين مسئله سبب ميشد تا ما در روابطعموميها، با هيچكدام از آنها كمترين برخوردي نداشته باشيم و به علاوه قرار گرفتن در كنار هركدام از آنها، نكات جديدي را در موارد مختلفي از روابطعموميها، به ما آموخت.
اين آموختنها و تجربه دو دههاي شما، قطعاً تعريف خاصي را از روابطعموميها برايتان خلق كرده است؛ تعريفي كه مختص حسين رفيعي است و شايد بتوان آن را به ديگر روابطعموميهاي اين شهر هم تسري داد، آن تعريف چيست؟
روابطعمومي بايد بيواسطهترين و شفافترين دايره در يك سازمان با مدير باشد؛ بلاواسطه و بدون هيچ تشريفات و بروكراسي خاصي كه بقيه ممكن است درگير آن باشند. براي رسيدن به نقطه مطلوب بايد روابطعمومي هرچيزي را كه در دل سازمان ميگذرد بداند، تا بتواند در انتقال آنها به بيرون از سازمان و يا جلوگيري از انتقال آنها گام بردارد. در واقع در يك جمله خلاصه شده ميتوانم بگويم هيچ چيز نبايد از چشم روابطعمومي پنهان بماند و روابطعمومي بايد هر چيزي را در سازمان ببيند و هر صدايي را بشنود. وقتي همه اينها تأمين شد، رئيس اداره و سازمان هم اعتمادش به روابطعمومي بيشتر ميشود و لزوم حضور او را براي هر نوع تصميمگيري در كنار خودش، حس ميكند.
اداره شما شكل و شمايل خاصي نسبت به بقيه دارد؛ هم به لحاظ عملكرد كلي و هم به لحاظ رسالتي كه در سطح جامعه دارد. اين مسائل ميطلبد تا با آحاد جامعه در ارتباط عميقي باشيد و همه اينها درحالي است كه چندان جايي در مطبوعات و رسانههاي مكتوب نداريد. دليل اين مسئله چيست؟
به نظر من طبيعي است. ببينيد،ما در اداره انتقال خون شكل كارمان به ظاهر خدماتي است؛ خدماتي به افراد نيازمند و بيماران. اما براي ارائه اين خدمات، به مردم هم نياز داريم يعني بايد بخشي از اين جامعه به ما كمك كند تا ما به بخش ديگر بتوانيم خدمات موردنيازشان را عرضه كنيم. از طرف ديگر، كمك مردم به شدت نياز داريم. براي اين مسئله بايد ما بر احساسات و عواطف مردم تأثير بگذاريم و ميبينيد كه اين اثرگذاري صرفاً و فقط از طريق رسانههاي تصويري و يا صوتي ممكن و ميسر است، نه از طريق نشريات و مجلات. اين تأثيرگذاري و لزوم آن براي مخاطب، باعث ميشود كه به قول شما اداره انتقال خون كمتر ديده شود، البته در عرصه رسانه مكتوب. اما در بحث ديگر رسانهها و به خصوص راديو و تلويزيون ميبينيد كه ما تقريباً هميشه هستيم.
و توانستهايد به نقطه مطلوب تأثيرگذاري برسيد؟
خوشبختانه همينطور است. ما با تعاملي كه با رسانههاي تصويري برقرار كردهايم، توانستهايم به نقطه مطلوب هم برسيم. ما در واقع بايد به بخش عاطفي و احساسي جامعه توجه بيشتري داشته باشيم.
روابطعموميها هنر هشتم ناميده شدهاند؛ هنري كه بعد از ساليان سال امپراطوري هفتگانه هنرها متولد شد و ما اكنون هشت هنر داريم. اين مسئله در ميان مديران و مسئولان روابطعمومي، ديدگاههاي متفاوتي را ايجاد كرده است. شما جزء كدام گروه هستيد؟ موافقان يا مخالفان؟
من قطعاً موافقم، چون به هنر بودن روابطعموميها اعتقاد كامل دارم. روابطعمومي هنر هشتم است چون ديگر هنرها را به خدمت گرفته است و براي اين مسئله هم نياز به تخصص و استعداد و تجربه است. روابطعمومي بايد به ديگر هنرها اشراف داشته باشد تا بتواند در هشتمين آنها موفق عمل كند. گاهي با فيلمسازي، گاهي سرود، يك وقتپارچه نوشته و خلاصه هربار يكي از هنرها را بايد به خدمت گرفت تا بتوان در بحث اطلاعرساني و آگاهسازي موفق عمل كرد،در اينصورت است كه حلقه ارتباط با مخاطب هم تكميل ميشود.
به عنوان آخرين سئوال. شما فرض كنيد پشت يك تريبون هستيد و قرار است براي بقيه همكارانتان در روابطعموميهاي ديگر شهرها، نكاتي را از باب تجربه عنوان كنيد. اگر قرار باشد فقط يك نكته را بگوييد،به چه نكتهاي اشاره ميكنيد؟
به نظر من، بودن در روابطعموميها يك فرصت است؛ فرصتي كه براي همه وجود ندارد و همه روابطعموميها بايد قدر آن فرصت را بدانند و استعدادها و تواناييهاي خودشان را به منصه ظهور بگذارند. توصيهاي كه به همه دوستان دارم اين است كه روابطعموميها هر روز پيش بروند و ارتقا يابند. در اين صورت است كه روابطعموميهاي اصفهان از وضعيت كنوني خارج ميشوند و به نقطه مطلوبي كه جايگاه اصليشان است،خواهند رسيد.
|