فرستنده: سطح خبر: معمولی دفعات بازدید: 46 تاریخ ارسال: ۰۹/۱۲/۱۳۸۸ طبقه:  ورزشی
داد بزنيد، اعتراض كنيد، هورا بكشيد!

برگشت ارسال خبر صفحه اصلی

گروه ورزش: صد سال ديگر هم كه بگذرد، باز هنگامي كه سرمربي تيم‌ملي فوتبال ايران،‌ليست دعوت‌شدگان به اين تيم را اعلام مي‌كند، صداي خيلي‌ها درخواهد آمد، از مديرعامل و مربي گرفته تا بازيكن و رسانه‌هاي مكتوب و غيرمكتوب! هركدام به نوعي خود را محق مي‌دانند براي آن‌كه انتخاب نفر اول كادر فني تيم‌ملي را زير سئوال ببرند و البته همگي نيز به اين موضوع كه انتخاب نفرات توسط مربي يك امر سليقه‌اي است،‌اعتقاد راسخ دارند! برخلاف كشورهاي صاحب فوتبال دنيا كه مربي، ليست موردنظر خود را اعلام مي‌كند و ما مي‌بينيم كه هيچ باشگاه،‌بازيكن و يا رسانه‌اي اعتراض به دعوت يا عدم دعوت از بازيكني را حق خود نمي‌داند،‌اينجا در ايران، همه چيز كاملاً برعكس فوتبال حرفه‌اي دنيا اتفاق مي‌افتد. به عنوان مثال در انگليس، ديويدبكام، چهره محبوب و اسطوره‌اي فوتبال اين كشور به راحتي و به دليل دور شدن از شرايط آرماني گذشته‌اش توسط فابيوكاپلو كنار گذاشته مي‌شود،‌اما هيچكس حتي خود بكام نيز كوچك‌ترين اعتراضي به اين موضوع نمي‌كند. در فوتبال حرفه‌اي، همه مي‌دانند كه مربي و بازيكن تنها به موفقيت تيم و اعتبار كاري خود فكر مي‌كنند و به دنبال غرض‌ورزي‌هاي شخصي نيستند. پس كسي كاپلو را به خاطر عدم دعوت از بكام سرزنش نمي‌كند. كاپلو تأكيد مي‌كند كه ديويد براي اينكه بتواند بار ديگر پيراهن تيم‌ملي انگليس را برتن كند، بايد تلاش خود را بيشتر كند و باشگاهش را نيز تغيير دهد. بكام هم به جاي آنكه عليه سرمربي موضع بگيرد يا اعلام كند كه ديگر به تيم‌ملي بازنمي‌گردد، از گالكسي، به ميلان ايتاليا مي‌پيوندد و آن‌قدر تلاش مي‌كند تا كاپلو قانع مي‌شود كه او را به تيم‌ملي دعوت كند، اما اينجا در ايران...

 

همين مانده بود كه حبيب كاشاني هم عليه قطبي قيام كند و دليل بي‌مهري قطبي نسبت به پرسپوليس را مشكلات شخصي اين مربي با خودش بداند و چه كسي است كه نداند كاشاني چه سهم بزرگي در آمدن قطبي به ايران و شناساندن او به مردم ايران داشت؟! اما حالا اوضاع تغيير كرده؛‌افشين قطبي شايد براي آنكه اتهام پرسپوليسي بودنش را از خود رفع كند، از آن سوي بام مي‌افتد و از تيمي كه از زمان آمدن علي‌دايي متحول شده و بازي‌هاي بسيار خوبي ارائه مي‌دهد، تنها يك بازيكن - عليرضا محمد - را به تيم ملي دعوت مي‌كند. اين موضوع، علي‌دايي را هم شاكي كرده و او نيز معتقد است سرمربي تيم ملي به خاطر لج و لجبازي‌ تنها يك بازيكن از پرسپوليس دعوت كرده است (دايي هم اعتقاد دارد قطبي با او مشكلات شخصي دارد.) از سوي ديگر اين روزها حرف و حديث‌هاي زيادي در خصوص رياست كاشاني در فدراسيون فوتبال به گوش مي‌رسد، پس شيث رضايي حق دارد بدون واهمه از عواقب مصاحبه عليه سرمربي تيم ملي، خود را جزء سه مدافع برتر حال حاضر ايران بداند و بابت دعوت نشدنش به تيم ملي از قطبي با صراحت گلايه كند! وقتي رئيس فدراسيون فوتبال مصاحبه مي‌كند و مي‌گويد: <من هم مي‌توانم سرمربي تيم ملي باشم>‌و بعد هنگامي كه در برنامه ورزش و مردم در خصوص اين جمله از وي سئوال مي‌شود، با لبخندي ژكوندوار جواب مي‌دهد كه <شوخي كردم>!، چه انتظاري مي‌توان از ساير اعضا و اهالي فوتبال ايران داشت؟! وقتي مسئولان برنامه ورزش و مردم كه زماني حضور افشين‌قطبي در برنامه خود را به عنوان “برگ برنده” رو كرده و از آن به عنوان “افتخاري بزرگ” براي جذاب‌تر شدن برنامه‌شان ياد مي‌كردند، اما حالا چون قطبي قرار بوده به ورزش و مردم بيايد و نيامده،‌تصميم مي‌گيرند با آوردن دو تن از منتقدان درجه يك اين مربي (ذوالفقارنسب و محمودياوري) روي خط تلفني برنامه، حسابي حال سرمربي تيم ملي را بگيرند، باز هم بايد اين سئوال را تكرار كرد كه چرا ما بايد انتظار نگاه حرفه‌اي و رفتار حرفه‌‌اي از اعضا و اهالي فوتبال ايران داشته‌باشيم؟!

 

چند روز پيش داريوش مصطفوي مصاحبه تندي با يكي از خبرگزاري‌ها انجام داده بود و در آن مصاحبه، با اشاره تلويحي به موضوع سياسي شدن فضاي ورزش، به انتقاد از عملكرد سران غيرورزشي ايران پرداخته و گفته بود كه برخي مسئولان تنها و تنها به منافع خود فكر مي‌كنند و در اين راه از قرباني كردن افراد نمي‌ترسند. در فوتبال ما اتفاقات بسياري رخ مي‌دهد و تغيير و تحولاتي زيادي انجام مي‌شود كه رئيس فدراسيون هيچ نقشي در تصميم‌گيري‌هاي مربوط به اين عزل و نصب‌ها و تغيير و تحولات ندارد و تنها نقش يك “مجري اوامر مافوق” را ايفا مي‌كند، يك ناظر كه هيچ اراده‌اي از خود ندارد. يادتان هست كه كفاشيان اعتراف كرد حتي اختيار يك ليوان آب را هم در فدراسيون ندارد؟!

تيم ملي، كميته فني دارد كه مثلاً قرار است نقش مشاور و حامي سرمربي تيم ملي را ايفا كند، اما در حال حاضر اعضاي اين كميته و سرمربي تيم ملي سايه يكديگر را با تير مي‌زنند و هيچ ارتباطي با يكديگر ندارند.رئيس فدراسيون و همكارانش نيز هيچ تلاشي براي حل اين مشكل از خود نشان نمي‌دهند و كفاشيان ترجيح مي‌دهد وانمود كند مشكل آن قدرها هم كه فكر مي‌كنيم حاد نيست (از صحبت‌هاي ياوري در برنامه “ورزش و مردم” متوجه شديم كه عمق اختلافات چقدر زياد است.)

علي دايي هنوز هم معتقد است كه بركناري او سياسي بود و مسئولان فدراسيون، هيچ دخالتي در اخراجش از تيم ملي نداشتند. خيلي ها مي‌گويند اگر به دايي فرصت بيشتري مي‌دادند، تيم ملي ما به جام جهاني صعود مي‌كرد، خيلي‌ها از افشين قطبي به طور كامل قطع اميد كرده‌اند و اين روزها حرف و حديث در خصوص مدرك مربيگري بين‌المللي او نيز زياد شده؛ مي‌گويند قطبي چنين مدركي ندارد. كفاشيان از ابتدا هم با انتخاب قطبي موافق نبود اما او در اين انتخاب هيچ كاره بود و حالا هم حق اعتراضي ندارد و مجبور است همچنان بسوزد و بسازد! رئيس فدراسيون به زور هم كه شده تلاش مي‌كند از سرمربي‌اش حمايت كند، اما نمي‌تواند كتمان كند كه قطبي هيچ اهميتي به مشاوره اطرافيانش نمي‌دهد و دلايل خودش را براي انتخاب نفرات دعوت شده دارد: <هم ما و هم كميته فني نسبت به انتخاب برخي نفرات اعتراض داشتيم، اما آقاي قطبي قبول نكرد.>

 

‌انتخاب قطبي براي آنكه سكان هدايت تيم ملي فوتبال ايران را به عهده بگيرد، از همان ابتدا اشتباه بود، اما بايد منتظر بمانيم تا پس از آنكه در جام ملت‌ها از صعود به مراحل پاياني بازمانديم و با نتيجه‌اي اسفبارتر از دوره قبل، دست از پا درازتر به ايران بازگشتيم، آن وقت آقايان از بالا دستور بركناري او را صادر كنند! در حال حاضر بايد به همين مربي با همين نفراتي كه انتخاب كرده، دل خوش كنيم و البته تمامي مديران عامل، مربيان، بازيكنان، طرفداران تيم‌ها و البته رسانه‌ها حق اعتراض دارند چون نه اينجا انگليس است و نه قطبي، فابيو كاپلوست و نه شيث رضايي، ديويد بكام. اينجا ايران است، كشوري كه ورزشش هيچ در و پيكر و نظام و قانوني ندارد و هر كس، هر كاري دوست دارد انجام مي‌دهد!




نسخه قابل چاپ

ارسال به میل دوستان
           :powered by
designed by setiran (danial net)