|
عباس كيارستمي گفت: معمولاً در اغلب موارد، فيلمسازان آخرين اثر خود را بهترين آنها مي دانند. براي من هم “شيرين” يك اتفاق ويژه است و حداقل در ذهن خودم از اين جلوتر نخواهم رفت.
جشنواره فيلم تصوير، شامگاه شنبه با اولين اكران عمومي فيلم “شيرين” در ايران آغاز شد و پس از آن با حضور عباس كيارستمي، محمدرضا دلپاك صدابردار، جواد طوسي و احمد طالبي نژاد منتقدان سينما و سيف ا... صمديان مدير گردهمايي تصوير سال، جلسه نقد و بررسي آن برگزار شد. كيارستمي در ابتداي اين نشست به پشت صحنه فيلم “شيرين” كه در اين برنامه به نمايش درآمد، اشاره كرد و افزود: لطف ديدن اين فيلم اين بود كه مخاطبان، به واسطه پشت صحنه آن با روند كار آشنا شوند. در واقعنمايش پشت صحنه، بسياري از توضيحاتي كه اكنون بايد بگويم را به شما منتقل كرد و حرفمان را با فيلم تمام مي كنيم. بنابراين امشب بيشتر براي شنيدن اينجا هستم. كيارستمي با بيان اينكه امروز براي تشكر به اين مراسم آمده است، تصريح كرد: معمولاً اين نوع فيلم ها در ايران شانسي براي اكران ندارند. اما به هر حال علاقهمندان اين نوع سينما سي دي ها و دي وي دي هاي مورد علاقه خود را تهيه كرده و فيلم ها را مي بينند، اما قطعاً ديدن آثار در جمع، بسيار متفاوت از تماشاي آنها در خلوت است. كارگردان فيلم هايي چون “طعم گيلاس” و “باد ما را خواهد برد”، در بخش ديگري از اين جلسه به انگيزه اش از ساخت “شيرين” اشاره كرد و افزود: هنگامي كه در راه بودم با خود فكر كردم كه اگر امروز كسي انگيزه مرا از ساخت اين فيلم بپرسد، نمي دانم چه بايد بگويم. به هر حال من اكنون با يك فيلم تمام شده، مواجه هستم.
او ادامه داد: “ شيرين” يكي از كارهايي است كه سال ها در ذهن من بوده و يكي از دوستانم پس از ديدن اين فيلم، زماني را به من يادآوري كرد كه 40 سال پيش پوستري با عنوان “تماشاي تماشاگران” طراحي كرده بودم. در واقع در تمام اين سال ها اين طرح در ذهن من بوده و به ياد دارم كه از سال ها قبل هنگامي كه در سالني به تماشاي فيلم نشستم، عكس العمل و احساسات فرد كنار دستم، برايم بسيار جذاب بود و گاه موجب مي شد كه حتي فيلم را رها كنم و آن فرد را مدنظر داشته باشم. در “شيرين” هم وضعيت به همين گونه است و در واقع اهميت تماشاگر را نشان ميدهد.
كارگردان “شيرين” در عين حال بر اهميت مقبوليت آثارش نزد مردم پرداخت و گفت: اگر بگويم كه نظر مخاطبان برايم فرق نمي كند، ادعاي بسيار خامي است، اما “شيرين” فيلمي است كه هيچ بازتاب هنري و مادي براي من نداشته ؛ در حالي كه سخت ترين كارم بوده است.
وي ادامه داد: فكر مي كنم “شيرين” را حداقل 50 بار ديده ام و هنوز هم با هر فردي كه آن را مي بيند به تماشاي آن مي نشينم. در حالي كه هيچ وقت به فيلم هاي قبلي ام برنمي گردم. اما اين فيلم خارج از روايت، براي من سرشار از حس است و مانند اين مي ماند كه از سوراخ كليد، همسايه را نگاه كنم و متوجه احساسات و تأثر او شوم.
كيارستمي ادامه داد: در اين فيلم، قصه خسرو و شيرين براي من هيچ اهميتي ندارد و به اين دليل است كه آن را از تصوير حذف كرده ام. اگر مخاطبي زماني دوست داشت، مي تواند يك بار “شيرين” را بدون صدا، ببيند. من فكر مي كنم كه در آن زمان احساس بهتري نسبت به اين فيلم خواهد داشت.
وي درباره بازيگران حاضر در اين فيلم هم گفت: من از بازيگران خواستم كه پنج يا شش دقيقه جلوي دوربين بنشينند و داستان ذهني خود را دنبال كنند و حال پس از آنكه اين فيلم را بارها و بارها ديده ام، مي توانم بگويم كه اينها بازي صرف نيست. در اين فيلم، همه بازيگران خوب بودهاند و اكنون فرصت مناسبي است كه از همه آنها تشكر كنم.
او همچنين اظهار كرد: براي خود من تصاوير درون فيلم، هيچ اهميتي ندارد كه مربوط به كدام بازيگر است، اگر ما چهره اين افراد را به عنوان يك بازيگر در نظر مي گيريم اين اشكال ذهن ماست. يك تماشاگر غير ايراني به هنگام ديدن اين اثر، با چهره هاي ناشناس مواجه مي شود و تنها عدهاي زني را مي بينند كه احساسات خود را منعكس مي كند.
كيارستمي در عين حال خاطر نشان كرد: “شيرين” براي من نوعي تجربه بود وحال كه تمام شده، به نوعي فراغت رسيده ام و شايد از اين به بعد فيلم هاي داستاني تري بسازم كه تجاري تر باشد.
وي با حالت طنزگونه ادامه داد: و اگر صرفاً تجاري باشند هم چه بهتر. )!(
كيارستمي در ادامه در پاسخ به سئوالي مبني بر اينكه اول، داستان اين فيلم در ذهنش شكل گرفته يا اينكه ابتدا تصاوير را گرفته و بعد داستان را ساخته است توضيح داد: من طي شش ماه، تمام اين تصاوير را گرفتم و نمي دانستم كه با آنها چه كنم. در ابتدا نامه اي به كمپاني تهيه كننده رومئو و ژوليت نوشتم تا از داستان آنها استفاده كنم، اما آنها مبلغ بسيار گزافي را خواستند و بدين ترتيب به خسرو شيرين رسيدم. البته شايد اگر رومئو و ژوليت را مورد استفاده قرار مي د ادم از يك نظر بهتر بود، چرا كه به هر حال همه، آن داستان را مي دانند. كارگردان “شيرين” در ادامه در پاسخ به اين مطلب كه اگر فيلمساز ديگري اين فيلم را ساخته بود و اكنون اين اثر در سينماها اكران مي شد، خود شما حاضر بوديد كه به تماشاي آن بنشينيد، گفت: به هيچ عنوان توقع اكران “شيرين” را نداشتم، بخشي از اين مسئله به موضوع فيلم و خود فيلم بر مي گردد و بخشي ديگري به اينكه سالهاست ديگر انتظار اكران ندارم.
وي ادامه داد: مگر “ده” يا “باد ما را خواهند برد” چه اشكالي داشتند؟ ! آنها مي توانستند اكران شوند و قطعاً مخاطبان خاص خود را داشتند، اما هنگامي كه به فيلمهاي من مجوز نمي دهند بحث ديگري است و من به شخصه سال هاست كه تكليفم با اداره ارشاد را به نحوه ديگري مشخص كرده ام. كيارستمي در ادامه درباره علت حضور ژوليت بينوش در ميان بازيگران ايراني گفت: در زمان فيلمبرداري، ژوليت بينوش تهران بود. يك بار به سر صحنه آمد و گفت دوست دارد كه او هم جلوي دوربين قرار بگيرد. از همان ابتدا هم قرار شد كه بابت اين مسئله، پولي نگيرد كه البته هيچكس ديگر هم نگرفت و همچنين از نام او براي تبليغ استفاده نشود كه اين اتفاق هم نيفتاد. وي در پاسخ به تماشاگري كه در مرتبه اول، تمام توجهش به بازيگران جلب شده بود، اظهار كرد: متأسفانه شما بدترين تماشاگران اين فيلم هستيد، اما خودتان نمي دانيد. مگر ميتوان فيلم را اينگونه ديد و نيت سازنده آن را ناديده گرفت؟! افرادي كه بازيگران ايراني را نمي شناسند اصلاً اينگونه فكر نمي كنند و بهترين نگاه را دارند. اين كارگردان در ادامه درباره علت عدم استفاده اش از نا بازيگران، عنوان كرد: نمي دانم كه چرا از نابازيگر استفاده نكردم، اما فكر مي كنم اين اداي دين من به بازيگران سينماي ايران بود، چرا كه هميشه در كارهايم از نابازيگر استفاده كرده بودم. وي همچنين يادآور شد: دوست داشتم براي اين فيلم، صدها ال سي دي كار بگذارم و عكسالعملهاي مختلف بازيگران در موارد متعدد را به تصوير بكشم تا تأثير گذاري اثر، به مراتب بيشتر از حد فعلي شود.
او ادامه داد: من تنها در زمينه سينما كار نمي كنم و علاوه بر سينما تجربيات ديگري هم دارم. در اين فيلم همان قدر كه مربوط به سينماست، مي توان موارد ديگري را هم دخيل دانست. به طور مثال ديدن صد پورتره و فكر كردن به اين كه آن ها به چه مي انديشند و تأثر آنها از كجا ريشه مي گيرد. كيارستمي در پايان اين جلسه تأكيد كرد: راستش را بخواهيد، من ضد سينما هستم و واقعيت اين است كه سينما را خيلي دوست ندارم. در اين تجربه سينمايي، شناخت تازه اي از خانم ها پيدا كردم و ديدم وقتي كه به هر يك از آنها مي گويي كه طي شش دقيقه، فيلم ذهني خود را به تماشا بنشينند، چه چيزها مي بينيد.
|