نویسنده: ‌‌سميه يوسفيان سطح مقاله: متوسطه دفعات بازدید: 179 تاریخ ارسال: ۲۶/۰۳/۱۳۹۲ طبقه:  ورزشی
دادن امتیاز به این مقاله:

دعواي دايي و كريمي كي تمام مي‌شود؟جنجال كسب و كار من است


برگشت ارسال مقاله صفحه اصلی

بالاخره حرف و حديث‌ها پيرامون بازگشت يا عدم بازگشت علي كريمي به پرسپوليس تمام شد و شماره 8 سرخپوشان به ديگر تيم سرخپوش ايران يعني تراكتورسازي پيوست و در بدو ورود به تبريز لقب <كاپرفيلد> را از هواداران اين تيم دريافت كرد.

هر چند علي دايي ظاهراً اعلام كرده‌بود كه مشكلي با حضور كريمي در پرسپوليس ندارد اما هم كريمي و هم هواداران مي‌دانستند كه اين ابراز تمايل، چندان قلبي نيست و دايي ترجيح مي‌دهد توپ در زمين كريمي بيفتد تا فردا روزي اگر تيمش نتيجه نگرفت، شعار “كريمي- كريمي” را از روي سكوها نشنود. دايي يك بار ديگر هم تجربه تلخ اين شعارها را مزه كرده‌است؛ وقتي تيم ملي فوتبال كشورمان مقابل عربستان در آزادي باخت و سكوها يكپارچه كريمي را فرياد مي‌زدند.

***

سابقه دشمني و اختلاف دايي و كريمي به سال‌ها قبل بازمي‌گردد؛ زماني كه دايي ستاره فوتبال ايران بود و كريمي در تيم دسته دومي فتح بازي مي‌كرد،  يك‌شب در يك بازي دستگرمي سالني، كريمي با هنرنمايي تمام، چندين‌بار دايي را دريبل زد و خاطره اين دريبل‌خوردن‌ها از يك فوتباليست معمولي و گمنام هيچگاه از ذهن دايي مغرور و جاه‌طلب پاك نشد. سال‌ها گذشت و كريمي از يك فوتباليست نه چندان مطرح به يك سوپرستاره در فوتبال ايران تبديل شد و اين مطرح شدن با افت شديد دايي و دور شدن وي از سال‌هاي معروفيت و شهرت همراه بود. دايي ديگر محبوب نبود بلكه برعكس، اكثر مردم براي خداحافظي‌اش از فوتبال دعا مي‌كردند. اما دايي اصرار به ماندن داشت. اين اصرار دايي براي او گران تمام شد. در جام جهاني 2006 سماجت‌هاي كاپيتان تيم ملي براي ثابت بازي كردن در تركيب تيم ملي باعث شد تا دودستگي در تركيب تيم صورت بگيرد. عده‌اي در تيم دايي قرار گرفتند و عده‌اي ديگر از بازيكنان به سردستگي كريمي و مهدوي‌كيا و وحيد هاشميان در تيم مخالف دايي. اختلافات نهان، در اين بازي‌ها و به‌ويژه بازي تيم ملي كشورمان مقابل مكزيك آشكار شد. برخي از بازيكنان از جمله همين كريمي، علناً به دايي پاس نمي‌دادند، حتي اگر دايي در موقعيت صددرصد گل قرار داشت.

پس از اين رقابت‌ها و در حالي‌كه انتقادات از تيم ملي و به ويژه دايي به اوج رسيده‌بود، كاپيتان تيم ملي در دفاع از خودش گفت كه بعضي بازيكنان در چشم من نگاه مي‌كردند و به من پاس نمي دادند. اختلافات عميق شد و دو طرف از يكديگر كينه‌اي عجيب به دل گرفتند. در اين ميان كريمي برخلاف دايي چندان سياستمدارانه  رفتار نمي‌كرد. همين شيطنت‌هاي جهتدار كريمي، او را از تيم ملي و پرسپوليس دور كرد و حواشي زيادي را برايش رقم زد. بعدها هم كه جريان ماه رمضان و روزه‌خواري اين بازيكن بر سر تمرينات استيل‌آذين پيش آمد. سردار آجور لو مچ وي را در اين قضيه گرفت و سردار ديگر فوتبالمان - رويانيان- كريمي را يك بار غده سرطاني فوتبال و بار ديگر ام‌الفساد خواند. اما هيچكدام اينها باعث نشد كريمي از يادها برود.

***

وقتي علي‌دايي سرمربي تيم ملي فوتبال كشورمان شد، نام كريمي در ليست دعوت‌شده‌ها به تيم ملي ديده نمي‌شد. رسانه‌ها اعتراض كردند اما وقتي تيم ملي كشورمان در ابتداي راه، نتايج خوبي گرفت و امارات را در دو بازي رفت و برگشت شكست داد و در صدر جدول گروه قرار گرفت، ديگر كسي به ياد كريمي و نبودنش در تيم ملي نمي‌افتاد اما اين شرايط چندان دوام نداشت. وقتي تيم ملي در سراشيبي افتاد و زمزمه‌هاي اعتراض درخصوص عدم‌دعوت از كريمي بالا گرفت، اين بازيكن با واسطه بهزاد غلامپور و پادرمياني خداداد عزيزي حاضر شد به تيم‌ملي بازگردد و آن هم در شرايطي كه با آمدن دايي، مهدوي‌كيا و هاشميان از تيم ملي خداحافظي كرده بودند.

كريمي اعلام كرد كه حاضر است در خدمت تيم‌ملي باشد اما در كمال تعجب وقتي ليست تيم‌ملي اعلام شد، از كريمي خبري نبود و در اين ميان خداداد از همه ناراحت‌تر بود كه گفت: “شرمندگي‌اش فقط براي من ماند. دايي اما اشتباه كرد و تاوان اشتباهش را روزي پس داد كه يك ملت،‌مات و مبهوت مانده بود كه مگر مي‌شود يكي از بهترين تيم‌هاي تاريخ فوتبال كشورمان درزمين خود به اين راحتي مقابل عرب‌ها تسليم شود؟ دايي از‌آن روز تلخ شايد بيش از هرچيز فريادهاي كركننده” علي كريمي- علي كريمي تماشاگران را به‌ياد داشته باشد؛ روزي كه تا ساعتي پس از پايان مسابقه روي نيمكت ذخيره‌ها نشست و به سوي رختكن نرفت. به هر حال كريمي بازيكني بود كه زماني حتي رئيس‌جمهور احمدي‌نژاد و حجت‌الاسلام و المسلمين سيدحسن خميني، يادگار امام(ره) هم براي بازگشتش به تيم‌ملي پادرمياني كرده بودند.

***

اختلاف ريشه‌دار دايي و كريمي بعدها هم ادامه پيدا كرد. هرچند دوطرف گاه و بيگاه بنابر مصلحت از يكديگر تعريف و تمجيدهايي مي‌كردند اما اين “كينه” سر دراز دارد.

دايي بار ديگر سرمربي پرسپوليس شده و شنيده مي‌شود كه شرط اصلي او براي بازگشت، عدم‌حضور كريمي بوده است ولي نمي‌خواسته اين تقابل با كريمي به‌نحوي صورت بگيرد كه بعدها درصورت نتيجه نگرفتن پرسپوليس، توپ در زمين سرمربي بيفتد و بار ديگر صداي شعار“كريمي-كريمي” از روي سكوها بلند شود. به همين خاطر علناً اعلام نكرد كه اين بازيكن را نمي‌خواهد اما به هر حال كريمي بهتر از همه مي‌دانست كه با آمدن دايي، جايي در تركيب پرسپوليس ندارد. دايي زرنگ است اما زرنگ‌تر از او امير قلعه‌نويي است كه ابتداي فصل پيش با صراحت گفت مجيدي را نمي‌خواهد اما در ميانه راه وقتي متوجه شد به اين بازيكن نياز دارد، غرور و منيّت‌هاي شخصي را كنار گذاشت و چراغ سبز به مجيدي نشان داد تا بازيكن محبوب هواداران استقلال بازگردد و يكي از مؤثرترين بازيكنان استقلال باشد و با اين كار هم تيمش نتيجه گرفت و هم دل هواداران را به‌دست آورد اما خب نه دايي مثل قلعه‌نويي است و نه كريمي مثل مجيدي!

اين دو،‌دو پادشاهند كه هرگز در يك اقليم نگنجند و همان بهتر كه دايي در تيم سرخپوش پايتخت بماند و كريمي در جمع سرخپوشان تبريز! اتفاق خاصي هم نمي‌افتد. به هر حال يك زماني هم نيستلروي با فان بومل در هلند مشكل داشت و گفت تا زماني كه فان بومل در تيم ملي باشد،‌در اين تيم بازي نخواهد كرد. روي كين در مقطعي همين مشكل را با سرمربي تيم ملي ايرلند داشت و يا روبرتو باجو بخاطر اختلاف با تراپاتوني قيد تيم‌ملي ايتاليا را   زد.



نسخه قابل چاپ

ارسال به میل دوستان

امتیاز این مقاله:  3.2    از 168رای

           :powered by
designed by setiran (danial net)
برگشت