<زندگي، فرازونشيب هاي زيادي دارد. شما مي توانيد مرتكب صدها كار نادرست شويد و بزرگترين گناهكار تاريخ باشيد، ولي بازهم به زندگي ادامه دهيد و حتي كامياب شويد.>
كريستوفرهايت
پرده اول- آثارتاريخي يا به قول برخي مجموعه هاي فاخر، ازآن دست پروژه هايي است كه مديران سازمان، به ساختنشان علاقه زيادي دارند، ولي به پرداخت پول آن چندان علاقه اي ندارند.
پرده دوم- تاريخ ما درايران يكي از بهترين و غني ترين بسترها درتمام جهان را براي فيلمسازي فراهم ميكند چه درآن به قدري فراز و نشيب و بالا وپائين هست، كه همه فيلمسازان جهان، هر قدر هم درباره آن فيلم بسازند، هنوز سوژه هايي كه به آن پرداخت نشده بيشتر است. اين گنج غني در حالي در دستان ما و اذهان مديران فرهنگي اين طرف و آن طرف مي رود كه....
پرده سوم- طيف گسترده اي از بينندگان تلويزيوني در همه نقاط جهان به تماشاي مجموعه هاي تاريخي و داستان هايي كه درزمان هاي كهن روي مي دهند، علاقه مند هستند. تعداد اين گروه از بينندگان آنقدر زياد است كه در برخي كشورها يك يا چند شبكه تلويزيوني به صورت تخصصي و تمام وقت، برنامه هايي در ارتباط با تاريخ پخش مي كنند و درام هاي تاريخي، قسمت مهمي از اين برنامه ها را تشكيل مي دهند.
پرده چهارم- اگرمجموعه هاي تلويزيوني را به تفكيك ادوارتاريخي بررسي كنيم، ديده مي شود كه كمترين حجم توليد را سريال هاي وطني مرتبط با تاريخ معاصر و دوره بعد ازانقلاب مشروطه تشكيل مي دهند. در اين راستا فيلم ها و سريال هايي كه به دوران تاريخي گذشته مي پردازند بسيار بيشتر است و انگار نويسندگان، بخشهاي مهمي ازتاريخ معاصر ايران را فراموش كردهاند و هر قدر هم كه خسرو معتضد در برنامه هاي شبانه اش حرص و جوش بخورد، گوش كسي بدهكارنيست.
پرده پنجم- “در چشم باد” روايت چند مقطع از زندگي يك خانواده ايراني در طول تاريخ است. بخش اول آن از ماجراي ميرزا كوچك خان جنگلي آغاز شده و در نهايت به زمان معاصر مي رسيم و داستان تا فتح خرمشهر ادامه دارد و سه مقطع از تاريخ سياسي ايران، در آن روايت مي شود. اين سريال، حجم وسيعي از اطلاعات را به صورت غيرمستقيم و در قالب درامي پركشمكش به بيننده منتقل مي كند.
دقت وسواس گونه جوزاني در طراحي ميزانسن بسيار عالي است، به ويژه پلان سكانس هاي بلند سريال، از جلوه تكنيكي خيره كننده اي برخوردارند و نوع چينش صحنه و هدايت بازيگران، باعث جذابيت نماها شده است. البته فراموش نكنيم كه او همه اينها را ازپرده عريض آموخته، چون به خوبي واقف است كه فيلم هاي سينمايي، هر ژانري هم كه داشته باشند، جذابيت مي خواهد و بس. حال وقتي فيلمساز، پنج سال راصرف يك سريال كرده و هزينه اي ميلياردي را به آن اختصاص داده باشد و نيز اين كار، با دوربين 35 ميليمتري ساخته شده باشد، نتيجه واضح و آشكار است. اين يعني جوزاني به خاستگاه سينمايي اش وفادار مانده و كوشيده ساختار بصري سريالش را به شيوه فيلمهاي سينمايي پردازش كند. نگاه او به قيام جنگل و نقش كمونيست ها در وقايع اجتماعي آن دوران، بسيار نو و جالب توجه است. اين سريال پر سر و صدا، نخستين سريال ايراني است كه بخش هايي از آن درلس آنجلس فيلمبرداري شد و جوزاني توانست مجوز ساخت آن را در آمريكا بگيرد؛ كاري كه ازهيچ كارگرداني برنمي آمد و بنابر آنچه گفته مي شود، دليل اين توفيق هم موفقيت اكران فيلم هاي تاريخي اين فيلمساز در آن سوي آب ها بوده است؛ فيلم هايي مثل “شيرسنگي”، “ردپايي برشن” و... .
پرده ششم- اين مجموعه به تبع زمان طولاني و داستان بلند، بازيگران و لوكيشن هاي متعددي دارد؛ بازيگراني از طيف هاي مختلف، از بازيگر كهنه كار و حرفه اي مثل سعيد نيك پور به عنوان سمبلي از ايراني پايبند به سنتها (كه هنوزهم حضورش يادآوراميركبيراست) و محمود استاد محمد كه از بازيگران و كارگردانان قديمي تئاتراست، گرفته تا بازيگران خردسال وبازيگران جوان تري مثل پارسا پيروزفر وكامبيز ديرباز.
پرده هفتم - سريال اخير جعفري جوزاني، روايتگر يك ايراني عاشق پيشه است كه تماشاي آن مخاطب را به ياد خواندن رمان هاي تاريخي مي اندازد كه فجايع يا حقايق تاريخي را با داستاني عاشقانه و جذاب، تلفيق و روايت مي كنند. در اين شيوه مطالعه تحقيقي- تاريخي، هم مخاطب تحت آموزش قرار گرفته و هم به اصل اساسي رسانه، كه همان سرگرمي است، توجه شده است.
|