پل شهرستان، شاهد جمعيت به صف شده كمنظيري بود تا شايد محل نمايشگاه بينالمللي اين بار مثل يك شهر شكلاتي آنطور كه بايد و شايد نقش خود را ايفا كند. شايد نمايشگاه به پايان رسيده و اين مدت سه روزه، وقت كمي بود تا شيريني شكلاتها، همچنان در دهانها باقي بماند.
غرفهها از همان جلوي در ورودي شروع ميشد؛ انواع نانها، غذاهاي خميري، شكلات و ... . اكثر غرفه دارها از نسلهايي بودند كه سالهاست براي فتح بازارهاي جديد ميآمدند و از كيفيت كالاها و خدمات خود مطمئن و از كاستيها رنج ميبرند. مصرفكنندههاي قهار، با يك نگاه قابل تشخيص هستند؛ پسري با چهره گندمي، ظاهري آراسته و رفتار موقر كه با هوشمندي شكلاتها را وارسي ميكند، بين آدمهاي توي سالن چند هزار متري بيشتر از همه به چشم ميآيد.
انواع تبليغات سرخ و سفيد و رنگارنگ با حروف درشت، ردپايي در نمايشگاه به جا گذاشته بودند و زنان و دختراني كه در اونيفورمهاي يكدست، با دقت مشغول فرآوردن و بستهبندي كردن محصولات غرفه خود بودند.
شايد بتوان گفت نمايشگاه شكلات، رهآوردي از خوراكيهايي است كه بيشتر از همه انسان را جذب ميكند خوراكيهايي كه همهاش هم شكلات نيست و ميتوان شيرينيهاي ديگر را هم جستجو كرد.اگر چه اين نمايشگاه تنها قطرهاي از دريا بود و جاي بسياري از شيرينيهاي معروف مناطق مختلف ايران در آن خالي بود، مثل سوهان اصل، حلواي عسلي و زعفراني كه درنتيجه پيوند با ذوق و سليقه ايراني، يك كالاي درجه يك را به دنبال دارد كه هركس با يكبار امتحان، مشتري دائم آن ميشود.
شايد مهمترين چيزي كه ميتواند استفاده شكلات را به بهترين نحو ارتقا دهد، بحث كيفيت، بستهبندي و نوع محصول است كه بتواند كلمه صادرات را براي آن به خوبي تداعي كند. شايد بد نبود در نمايشگاهي كه بر پيشاني خود عنوان تخصصي بودن را يدك ميكشد اين مباحث رعايت ميشد،اما به جز يكي دو غرفه، در بقيه غرفهها نمود نداشت.
سالن بزرگ نمايشگاه، فرآوردههاي مواد غذايي را نشان ميداد تا نمونههاي مينياتوري نانها و كيكها و شكلاتها و ... را به نگاه و ذائقه هزاران بازديد كننده عرضه كنند. اما ظاهراً قانوني كه تمامي غرفهها از آن پيروي ميكردند بروشورها و كارتهايي بود كه در كنار نمونههاي مينياتوري محصولات، چيده شده بود تا علاقهمندان همانجا مزه كنند و اگر اهل معامله باشند پا پيش بگذارند.
به گفته يكي از شركتكنندهها، هدف، شناساندن كالاي خوب است: اينجا كاتالوگها را همراه محصولاتمان عرضه ميكنيم تا مردم بهترين را انتخاب كنند.
جالب اينجاست كه در زماني كوتاه، بازديدكنندگان يكي يكي محصولات چيده شده را برميداشتند و تنها چيزي كه روي پيشخوان غرفهها باقي ميماند، انبوهي از كاتالوگها بود.البته نمايندگان غرفهها به طرز خستگيناپذيري در عرضه محصولاتشان تلاش ميكردند؛ تلاشي كه به گفته يكي از آنها تا فرهنگ مصرف بهينه نشود راه به جايي نميبرد. البته اين مسئله شامل نانهاي فانتزي هم ميشد.
البته مردم هنوز فرهنگ استفاده از انواع نانهارا نيافته اند و برايشان عادت نشده، ما تازه بايدمعرفي ميكرديم و سه روز نمايشگاه تنها براي معرفي محصولات مناسب بود و نه چيز ديگر. تقريباًهمه غرفهها درباره اين مسئله متفقالقول بودند؛ مشكل راه يافتن به بازارهاي جديد براي محصولات جديدتر.
بچهها پايه اصلي نمايشگاه بودند. شايد اگر شكلاتدر كشورهاي ديگر در زندگي همه افراد نقش عمدهاي دارد،اين محصول در كشور ما با بچهها گره ميخورد؛ محصولي كه تا رسيدن به افق مطلوب، راهي طولاني را در پيش دارد. به گفته بسياري از توليدكنندگان، صنعت شكلاتسازي پتانسيلهاي زيادي دارد و جزء صنايع زودبازده است، ولي از سرمايه گذاران در اين زمينه حمايتي صورت نميگيرد.
با تمام اين مشكلات، توليدكنندگان، استوار ايستادهاند تا محصولات باكيفيتتري را براي ايجاد فرصتهاي تجارت ايجاد نمايند.
رعايت استانداردهاي بينالمللي، ماشينآلات مناسب و مواد اوليه مرغوب، گاهي حلقه مفقودهاي ميشود در اين صنعت، كه در برخي از كشورها حتي براي جذب توريست هم كارايي دارد.
به جز همه اينها، اما بسياري هم هستند كه بدون در نظر گرفتن بحثهاي سختافزاري مثل نبود ماشينآلات مناسب و بستهبنديهاي شكيل، تنها به آن فكر ميكنند كه شكلات قرار است چه مزهاي داشته باشد؟!
حسين يكي از مصرفكنندگان پر و پا قرص شكلات ميگويد: عليرغم وجود مزه و طعمها و افزودنيهاي مختلف به شكلات، نوع تلخ آن پرطرفدارتر است.
اين در حالي است كه در دنيا كمتر كسي وجود دارد كه شكلات دوست نداشته باشد، تا جايي كه حتي كساني كه ذائقه آنها با شيريني ميانه خوبي ندارد هم خوردن شكلات را كنار نميگذارند.به گفته يك بازديدكننده، مردم درباره خواص شكلات به خصوص نوع تلخ آن شنيدهاند و همين مسئله باعث بالاتر رفتن آمار مصرف شكلات تلخ شده و كارخانههاي بزرگ شكلاتسازي به اين سمت سوق يافتهاند.
در اين رابطه سعيدي يكي از عرضهكنندگان بزرگ شيريني و شكلات تأكيد ميكند: مهم شناسايي ذائقههاست، شكلاتي كه حتي براي بيماران ديابتي و بسياري ديگر هم مناسب باشد بايد توليد شود. در خارج از كشور فرهنگ استفاده از شكلات وجود دارد اما متأسفانه در كشور ما شكلات تنها يك خوراكي فانتزي به شمار ميآيد، چون نه تبليغي براي آن ميشود، نه از دانش روز براي بستهبندي آن استفاده ميشود. اين در حالي است كه اگر از اين صنعت حمايت شود، به رشد اقتصادي كشور هم كمك ميكند.
اما به گفته بسياري، تبليغات گسترده باعث شده كه مردم، هر روز تقاضاي انواع بهتر و با كيفيتتر اين خوردني را داشته و شاهد رقابت شديد ميان كارخانههاي سازنده شكلات باشيم.
به هر حال چه بخواهيم و چه نخواهيم بستهبنديهاي شكلاتهاي ايراني آنطور كه بايد و شايد زيبا نيست و همين مسئله باعث شده كه پاي محصولات خارجي حتي بيكيفيت اما با زرق و برق، در ويترين مغازهها خودنمايي كند، تا جايي كه محصولات آمده از آن سوي آبها، عرصه را براي محصولات ايراني تنگ كردهاند.