نویسنده: سميه مسرور سطح مقاله: متوسطه دفعات بازدید: 59 تاریخ ارسال: ۱۳۸۸/۰۷/۲۰ طبقه:  فرهنگی
دادن امتیاز به این مقاله:

آنجا، جايي براي كودكان نبود


برگشت ارسال مقاله صفحه اصلی

مراسم اختتاميه شانزدهمين جشنواره تئاتر بين‌المللي كودك و نوجوان با حضور بزرگترها و پرسنل ادارات و تعداد اندكي از گروه‌هاي شركت‌كننده برگزار شد تا مشخص شود سهم بچه‌ها از اختتاميه جشنواره خودشان آن هم در روز كودك، هيچ بود و بس. اكثر صندلي‌هاي سالن توسط پرسنل ادارات و خانواده‌هايشان پر شده بود و تعداد محدودي از صندلي‌ها به بچه‌ها اختصاص داشت. مراسم هم مثل ترتيب صندلي‌ها بود، بدين صورت كه بزرگ ترها در مراسم اختتاميه از همديگر قدرداني و تشكر كردند و برنامه‌اي بزرگسالانه و بي‌روح را به اجرا گذاشتند. از دكور برنامه مشخص بود كه اختتاميه رنگ و بوي كودكي ندارد. سهم بچه‌ها از اختتاميه امسال، پنج فرفره كاغذي و يك ماه گاز گرفته و ستاره‌هايي كه روي زمين مي‌درخشيدند و ماهي‌هايي كه روي هوا معلق بودند، بود. البته يك نردبان نصفه نيمه با تكه‌اي ابر هم روي زمين بود كه نقش تريبون را بازي مي‌كرد.

ساعت 15 و 40 دقيقه مراسم اختتاميه آغاز شد؛ مراسمي بي‌جان براي جشنواره‌اي كه قرار بود جان تازه‌اي به دنياي كودك ببخشد. صداي موسيقي كارتون‌هاي بچگيمان براي هر اهداي جايزه‌اي به گوشمان مي‌رسيد. رئيس مركز آفرينش‌هاي هنري به مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي جايزه مي‌داد، دبير جشنواره از بي‌خبري خود براي جشنواره هفدهم مي‌گفت و استاندار از هنر اسلامي تئاتر حرف مي‌زد و خلاصه همه چيز بود جز دنياي كودكي و نشاط و شادي. چراغ‌هاي خاموش تالار هنر و نور كم سوي صحنه بر بي‌روح بودن مراسم اختتاميه مي‌افزود و خاطره مراسم سال گذشته را بيشتر در ذهنمان زنده مي‌كرد؛ انگار قرار نبود هيچ چيز جشنواره مثل سال گذشته پرشور و بانشاط و بابرنامه باشد. بعد از اينكه بزرگ ترها خوب از همديگر تقدير و تشكر كردند نوبت به اهداي جوايز جشنواره رسيد. شايد خواندن نامه منوچهر اكبرلو يكي از اعضاي هيئت داوران به دخترش يكي از بخش‌هاي جذاب جشنواره بود، زيرا اين قسمت به دنياي كودكي پل مي‌زد و يادمان مي‌انداخت در مراسم اختتاميه شانزدهمين جشنواره بين‌المللي تئاتر كودك و نوجوان هستيم. اما بخش اهداي جوايز هم جز در يك مورد كه به بازيگر كوچك گروه “سيندرلا در بن‌بست” هديه داده شد، در بقيه موارد كاملاً بزرگسالانه بود و عمو سيبيلوها و خاله‌قزي‌ها آمدند و جايزه گرفتند! نكته حائز اهميت اين بخش هم اهداي اكثر جوايز به تئاتر “سيندرلا در بن‌بست” اميد نياز بود كه باتوجه به اصفهاني بودن نياز، اين شبهه را ايجاد مي‌كرد كه آيا اين جوايز تحت نظر داوري داده شده يا شرايط ميزباني در آن تأثيرگذار بوده است. اشك ناراحتي كودكان حساس گروه تئاتر “ما آدم كوچولوها خيلي بزرگيم” از اهواز اين شبهه را بيشتر كرد. دختربچه 6 ساله اشك مي‌ريخت و مي‌گفت، اصلاً چرا به ما گفتند شركت كنيم؟ اينها كه مي‌خواستند همه جايزه‌ها را به گروه تئاتر اصفهان بدهند چرا به ما گفتند بياييم اصفهان؟

دخترك دل پري داشت و اشك مي‌ريخت. او ناراحت بود كه نه عكس گروهشان را در بروشور جشنواره گذاشته بودند و نه به آنها جايزه داده بودند. كارگردانشان هم مي‌گفت ديگر در جشنواره تئاتر كه به ميزباني اصفهان باشد شركت نمي‌كند. او هم مثل كودكان گروهش ناراحت بود، از اينكه چهار روز در هتل نه چندان مناسب به آنها اسكان داده بودند و تنها يك اجرا داشتند و از اينكه 8 نفر از گروهش را در يك اتاق كف زمين خوابانده بودند و دل بچه‌هاي گروهش را به خاطر نزدن عكسشان در بروشور شكسته بودند، ناراحت بود.

ما هم مثل او ناراحت شديم از اينكه دل كودكي در روز جهاني كودك به دست آدم بزرگ‌ها شكسته شده بود. با خودمان فكر كرديم اصلاً چرا به مراسم اختتاميه جشنواره آمديم، اينكه دم در ورودي جلويمان را بگيرند و با وجود داشتن كارت ورودي راهمان ندهند، اينكه بعد از كلي معطلي از بالا دستور برسد دارندگان كارت دعوت شهردار مي‌توانند وارد شوند، اما بايد اسمشان در ليست باشد، اينكه به ميزي هدايت شويم كه چكمان كنند از كجا آمده‌ايم و بعد شماره رديف و صندلي به ما بدهند. بعد برسيم به در ورودي و دوباره چكمان كنند كه وارد تالار شويم. جالب اينكه رديف‌ها و صندلي‌ها بدون توجه به شماره‌ها پر شده بود و به زحمت جايي براي نشستن پيدا كرديم.

راستي ما چرا به اختتاميه جشنواره شانزدهم تئاتر كودك و نوجوان رفتيم؟ اينكه تقدير و تشكر بزرگترها از همديگر را ببينيم يا اشك‌هاي دختر بچه اهوازي را كه مي‌گفت مثلاً امروز روز كودك بود، آن وقت كاري مي‌كنند كه ما بچه‌ها ناراحت شويم. البته مسئولان برگزاركننده جشنواره براي اينكه ناراحتي بچه‌ها ادامه‌دار شود از برنامه‌ريزي به منظور برگزاري جشنواره هفدهم صرف‌نظر كرده و برخلاف سال قبل، قول برپايي جشنواره هفدهم را ندادند. خودمانيم اگر قرار است كيفيت جشنواره، سال به سال بدتر شود، پس برگزار نشود بهتر است.



نسخه قابل چاپ

ارسال به میل دوستان

امتیاز این مقاله:  3.3    از 53رای

           :powered by
designed by setiran (danial net)
برگشت