بعضي از نظريهپردازان معتقدند كه ايرانيان از امكاناتي كه در اختيار دارند به خوبي استفاده نميكنند؛ خيلي هم فرق نميكند اين امكانات خدادادي باشد و يا اينكه در اثر تلاش خود فرد به دست آمده باشد.مردمان اين سرزمين درباره به فعليت رساندن پتانسيلهاي بالقوه هم، به خوبي عمل نميكنند تا جايي كه به نظر ميرسد برخي از مشكلات اقتصادي جامعه ما، نشأت گرفته از همين معضل باشد.اگر در برخورداري از منابعي كه در اختيار داريم، كمي دقت و توجه به خرج مي داديم، مطمئناً ميتوانستيم بهرهبرداري بيشتري از منابع موجود داشته باشيم.
به عنوان مثال، با اينكه ايران در بسياري از محصولات كشاورزي در دنيا حرفي براي گفتن دارد، ولي نتوانسته ارزش افزوده مناسبي از اين راه به دست آورد. هماكنون ايران در توليد زعفران، رتبه اول دنيا را دارد و يكي از بزرگ ترين توليدكنندگان خرما در جهان است. ما همچنين رتبه پنجم توليد كيوي در دنيا را به خود اختصاص دادهايم، ولي با اين همه ايران نتوانسته ارزش افزودهاي كه در خور توجه باشد از توليد اينگونه محصولات نصيب اقتصاد خود نمايد. زيرا عرضه اينگونه محصولات در بازارهاي جهاني به صورت فلهاي انجام ميگيرد كه اين رويداد در حقيقت بيانگر اين مسئله است كه ايران از نظر صنايع تبديلي و تكميلي، بسيار ضعيف است آنچنان كه آمد، ايران يكي از بزرگ ترين توليدكنندگان خرما در جهان به شمار ميآيد، اما هنوز بستهبندي اين محصول در كشور به صورت سنتي انجام ميشود. همچنين با اينكه كشور ما در توليد مركبات هم به نوعي خوب عمل كرده است، اما نتوانسته از مركبات، صدها محصول جانبي از قبيل كنسانتره ميوه به دست آورد. اين در حاليست كه در حال حاضر در جهان، از يك محصول كشاورزي اعم از زراعتي، باغي و دامي طي پروسههاي مختلف و در سيكلهاي گوناگون، محصولاتي توليد ميشود كه به مراتب از محصول اصلي، ارزش افزوده بيشتري دارد؛ امري كه در ايران تا حدودي فراموش شده است. به نظر ميرسد فعالان اقتصادي براي فرآوري محصولات كشاورزي، اهميت چنداني قائل نيستند؛ در صورتي كه فعاليتهاي فرآوري، بستهبندي و توليد محصولات فرعي از محصولات كشاورزي و دامي، منجر به ارزش افزوده توليدات كشاورزي ميشود كه در قالب صنايع تبديلي و تكميلي، صورت ميگيرد و هدف آن تنوع توليدات كشاورزي از اين محصولات ميباشد. توجه به اين صنايع از ديدگاه اقتصادي بسيار حائز اهميت است و با نگاهي به ميزان درصد ضايعات محصولات اين بخش، اهميت آن دو چندان ميشود. اگر چه گفته ميشود حدود 30 درصد از محصولات كشاورزي در فرآيند انتقال از مزرعه تا بازار فروش ضايع ميشود ولي واقعيت اين است كه پروسه ضايعات، پس از بازار فروش هم ادامه دارد و شايد به همين دليل است كه برخي از كارشناسان اعلام ميكنند در خوشبينانهترين حالت، ضايعات محصولات كشاورزي از مرحله توليد تا پس از بازار فروش، به 50 درصد ميرسد. در حقيقت اين رقم به معناي آن است كه نيمي از زحمات كشاورزان، به هدر ميرود و توليدات آنها از چرخه مصرف خارج ميشوند.اين در حالي است كه بررسيهاي به عمل آمده بيانگر آن است كه در كشورهاي پيشرفته، ميزان ضايعات محصولات كشاورزي كمتر از 15 درصد ميباشد. شايد اين نظر درست است كه گفته ميشود صنايع تبديلي و تكميلي، در واقع حلقه مفقوده كشاورزي ايران است، به طوري كه ناديده گرفتن آن ، عامل اصلي درصد بالاي ضايعات محصولات كشاورزي در كشور است.
از چرخه مصرف خارج شدن محصولات كشاورزي تابدانجا ادامه داشت كه سخنگوي وزارت جهاد كشاورزي اخيراً با ابراز نگراني از اين مسئله اعلام كرد: ضايعات ميوه در ايران 15 برابر اين ميزان، در جهان است.به گفته اين سخنگو هماكنون ضايعات ميوه كشور، 30 درصد است كه اين رقم 15 برابر آن در جهان محسوب ميشود. اين در حاليست كه هماكنون ميزان ضايعات ميوه در جهان 2 درصد اعلام شده است. اين مقام مسئول در عين حال اين را هم گفته است كه در دنيا 80 درصد محصولات كشاورزي به صورت فرآوري شده استفاده ميشود اما در ايران تنها 20 درصد محصولات كشاورزي مورد فرآوري قرار ميگيرند.
جالب اينجاست كه عليرغم اينكه سخنگوي وزارت جهاد كشاورزي هم به درصد بالاي ضايعات محصولات كشاورزي اشاره كرده و از اين بابت هم نگران است اما هنوز توجه بيش از گذشته به صنايع تبديلي و تكميلي در دستور كار مسئولين امر قرار نگرفته و همچنان پروسه ضايع شدن محصولات كشاورزي ادامه دارد.
در صورتي كه در كشورهايي مانند اسپانيا، آلمان، ايتاليا، هلند و ايالات متحده اولين اقدامي كه هنگام برداشت محصول انجام ميشود، مسئله درجهبندي و ساماندهي محصولات ميباشد. اصولاً در اين كشورها ميوههاي درجه يك بعد از گذراندن مراحل مختلف، عاري از هرگونه گل و لاي در بستهبنديهاي شكيل و مناسب و كاملاً بهداشتي، به ميوه فروشها ارسال ميگردد و سپس ميوههاي درجه 3و4 به صنايع تبديلي مانند ترشيسازي، مرباسازي، كمپوت سازي فرستاده ميشود. در حقيقت در اين كشورها چرخه مزرعه و بازار مصرف به طوركامل مشخص ميباشد و تكنولوژي كه در صنايع تبديلي و تكميلي موجود است موجب شده است كه در راستاي فرآوري محصولات كشاورزي، اين قبيل كشورها به ارزش افزوده قابل توجهي، دست يابند و رونق اقتصادي براي آنها به ارمغان آورده شود. ولي عليرغم اهميت اين موضوع، در ايران تاكنون به اين فرآيند اساسي، توجه لازم نشده است، به طوري كه محصولات كشاورزي در شرايط بسيار نامناسب به بازارها ارائه ميشود و عمده محصولات ايران تنها يك مسير را طي ميكنند و آن هم اين است كه از باغات و مزارع به ميادين ميوه و ترهبار ارسال ميشوند.
اين عدم درجهبندي محصولات در مزارع و باغات، اين تبعات را به همراه داشته است كه فعالان صنايع غذايي ناچارند در ميادين ميوه و ترهبار به دنبال محصولات موردنيازشان باشندو اينجاست كه دلالان در ميادين ميوه و تره بار از اين فرصت سوء استفاده ميكنند و محصولات كشاورزي را چند برابر قيمت در اختيار اين فعالان اقتصادي قرار ميدهند. البته از آنجايي كه محصولات كشاورزي در بستهبنديهاي نامناسب و غيراستاندارد راهي ميادين ميوه و ترهبار و سپس خردهفروشيها مي شوند، بسياري از اين محصولات خراب ميشود و از چرخه مصرف بيرون مي رود. به طوري كه حتي ميتوان گفت ضايعات محصولات به حدي ميرسد كه حتي نميتوان آن را به مصرف دام هم رساند. اينها همه در حالي است كه اين روزها در بازارهاي جهاني مهمترين فاكتورهايي كه مدنظر قرار گرفته ميشود چگونگي عرضه محصولات كشاورزي به بازارهاست كه در واقع همان بستهبندي محصولات ميباشد. گواه اين مطلب هم عرضه موزهاي خارجي به بازار است كه در بستهبنديهاي مناسب و شكيلي از قاره هاي ديگر، به ايران وارد ميشود. همچنين اگر به ميوههاي وارداتي هم كمي توجه كنيد، متوجه سالم بودن و نيز تازه به نظر رسيدن آنها ميشويد؛ مثلاً انگوري كه از شيلي مسيري بسيار طولاني را طي كرده ولي چون در بستهبنديهاي مناسبي قرار گرفته است، هيچگونه آسيبي به آن نرسيده و انگار تازه از باغ روانه بازار عرضه شده است.ولي اگر بر حسب اتفاق سري به ميادين ميوه و ترهبار بزنيد و يا اگر به همين مغازههاي خردهفروشي كه انواع ميوه و سبزيجات را عرضه ميكنند توجه كنيد، به بستهبندي نامناسب محصولات كشاورزي پي خواهيد برد. محصولاتي كه اصولاً در جعبههاي چوبي، محل توليد تا عرضه را طي كردهاند و اين بستهبندي نامناسب، آلودگي و گنديدگي محصولات را دوچندان ميكند. در حالي كه با “سورتينگ” و بستهبندي و نگهداري مناسب اينگونه محصولات، ميتوان تا حدود زيادي از به هدر رفتن آنها جلوگيري كرد.
rrr
استفاده هر چه بيشتر و بهتر صنايع تبديلي و تكميلي در بخش كشاورزي مزيتهاي ديگري همچون اشتغالزايي و كاهش ضايعات دسترسي به محصولات، در غير فصل توليد و ارزآوري را نيز در بردارد. اما به گفته فعالان بخش كشاورزي، بيمهري بانكها به اين بخش باعث شده است كه صنايع تبديلي و تكميلي در ايران، به اندازه كافي رشد نكرده و يا اگر هم توجه به اينگونه صنايع در دستور كار قرار گرفته باشد ، از لحاظ تكنولوژي در آن حدي نيست كه بتواند مانند ديگر كشورها، كارايي لازم را داشته باشد. از آنجايي كه استان اصفهان در توليد برخي از محصولات كشاورزي در كشور سرآمد است، با اين وجود نه از بستهبنديهاي مناسب خبري هست و نه فرآوردههاي آنچناني از اينگونه محصولات حاصل ميشود. در اين راستا رحمتا... زماني مدير صنايع تبديلي و تكميلي سازمان جهاد كشاورزي استان اصفهان گفت: آمارها بيانگر آن است كه ضايعات محصولات كشاورزي 30 درصد است، ولي مطمئن باشيد كه در هيچ برهه اي از زمان و در هيچ شرايطي، ضايعات محصولات به صفر نميرسد. ولي در بين آن دسته از محصولات كشاورزي كه پرآب و يا برگي ميباشند، درصد ضايعات، بيشتر از محصولات كشاورزي ديگر است. وي افزود: در چند ساله اخير، صنايع تبديلي و تكميلي در ايران از لحاظ تعداد، رشد مطلوبي داشتهاند به طوري كه هماكنون 160 كارخانه در اين زمينه مشغول به فعاليت هستند. وي درباره اينكه در حال حاضر مردم شاهد عرضه محصولات كشاورزي و بستهبنديهاي نامناسب در بازارها هستند خاطرنشان ساخت: عليرغم اينكه در بسياري از زمينهها صنايع تبديلي و تكميلي در اصفهان، مشغول به فعاليت هستند و فرآوردههاي مناسبي از اين طريق به دست ميآيد اما در اصفهان تاكنون هيچگونه كارخانهاي در خصوص بستهبندي محصولات كشاورزي ايجاد نشده است و شايد به عنوان نمونه، كارخانهاي كه رب گوجهفرنگي توليد ميكند، همان كارخانه هم محصولاتش را بستهبندي ميكند، ولي تاكنون هيچ كارخانهاي به طور مستقل بستهبندي را انجام نميدهد. وي در خصوص صنايع تبديلي و تكميلي كه هماكنون در اصفهان فعال هستند بيان داشت: درست است كه در چند ساله اخير ايجاد صنايع تبديلي و تكميلي تا حدودي در دستور كار قرار گرفته است، ولي هنوز تكنولوژي كه در اين كارخانهها اعمال ميشود جوابگوي نياز بازار نيست و از لحاظ كيفي و كار كرد با صنايعي كه در ديگر كشورها ايجاد ميشوند، فاصله دارد. چرا كه كارخانجات صنايع تبديلي و تكميلي در ايران، از تكنولوژيهاي نوين بهرهمند نيستند.
|